جایگاه آلودگی صوتی در تاریخ قوانین ایران

تاريخچه

-         آيين نامه امور حقوقي – بند 9 ماده 1 – 1324 که در آن براي کساني که غوغا و صداي ناهنجار به پا کرده و يا در ايجاد سر و صداي ناهنجار مشارکت کنند حبس و ديه تعيين شده است.

-         قانون اخلال در نظم و امنيت و آسايش عمومي – 1336 که در آن شکل خاصي از آلودگي صوتي در قالب رفتار انساني جرم تلقي شده و مجازات حبس در نظر گرفته شده است.

-         آيين نامه راجع به نصب و استفاده از بلندگو – ماده 3 – 1339 و ممنوعيت استفاده از آن در زمان هاي خاص.

-         قانون شهرداري ها – 1334 که بند 20 ماده 55 آن که در حال حاضر نيز مورد استناد قرار مي گيرد به شرح زير در سال 1345 به آن الحاق شده است:

" بند 20ـ (اصلاحي‌)ـ جلوگيري‌ از ايجاد و تأسيس‌ كليه‌ اماكن‌ كه‌ بنحوي‌ از انحاء موجب‌ بروز مزاحمت‌ براي‌ ساكنين‌ يامخالف‌ اصول‌ بهداشت‌ در شهرهاست‌.

شهرداري‌ مكلف‌ است‌ از تأسيس‌ كارخانه‌ها، كارگاهها، گاراژهاي‌ عمومي‌ و تعميرگاهها ودكانها و همچنين‌ مراكزي‌ كه‌ مواد محترقه‌ مي‌سازند و اصطبل‌ چهارپايان‌ و مراكز دامداري‌ و بطور كلي‌ تمام‌ مشاغل‌ و كسب‌هائي‌ كه‌ ايجاد مزاحمت‌ و سروصدا كند يا توليد دود يا عفونت‌ و يا تجمع‌ حشرات‌ و جانوران‌ نمايد، جلوگيري‌ كند و در تخريب‌ كوره‌هاي‌ آجر وگچ‌ وآهك‌پزي‌ و خزينه‌ گرمابه‌هاي‌ عمومي‌ كه‌ مخالف‌ بهداشت‌ است‌ اقدام‌ نمايد و با نظارت‌ و مراقبت‌ در وضع‌ دودكشهاي‌ اماكن‌ و كارخانه‌ها و وسائل‌ نقليه‌ كه‌ كاركردن‌ آنها دود ايجاد مي‌كند، از آلوده‌ شدن‌ هواي‌ شهر جلوگيري‌ نمايد و هرگاه‌ تأسيسات‌ مذكور فوق‌ قبل‌ از تصويب‌ اين‌ قانون‌ بوجود آمده‌ باشد آنها را تعطيل‌ كند و اگر لازم‌ شود آنها را به‌ خارج‌ از شهر انتقال‌ دهد.

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

استفتائات قضایی مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

تصرف در پول ديه متعلق به فرزند


س: پول ديه ناشى از تصادف فرزند (شكستن پا) را پدر او مى تواند صرف تامين مخارج زندگى خود و خانواده‌اش نمايد يا خير و آيا لازم است براى آن فرزند نگهدارى نمايد و يا بعداً به او برگرداند و يا براى او خرج نمايد؟
ج) فقط در صرف براى احتياجات بچه مجاز است و در غير آن جايز نيست

ديه ضربه منجر به خونريزى از لب


س: ديه‌ى با پشت دست زدن به دهان و خون آمدن از لب چيست؟ زن باشد و يا بچه نابالغ؟
ج) در فرض سؤال اگر پارگى در لب ايجاده شده باشد، ديه آن دو شتر است و تفاوتى هم ميان زن و يا بچه نابالغ وجود ندارد.

ديه سرخ شدن بدن

س1: اگر کسى را طورى کتک بزنيم که بدنش سرخ شود و البته بعد از چند دقيقه خوب شود آيا بايد ديه بدهيم؟ مقدار ديه چقدر است؟
س2: اگر با کودک صغيرى جورى شوخى بکنيم که بدنش سرخ شود آيا معصيت کرده‌ايم؟ و بايد ديه بدهيم؟
ج1و2) ديه ثابت است و اگر در بدن باشد ديه‌اش سه چهارم دينار است (يک دينار شرعى معادل 6 /3 گرم طلا مى‌باشد).

 

ديه زن


س1: منظور از اينکه ديه زن اگر به ثلث ديه مرد برسد نصف مى‌شود چيست؟
ج1) ديه هر عضوى از اعضاى بدن زن اگر به حدّ ثلث ديه مرد نرسد بايد همان را به زن بپردازد، مثل آنکه دو انگشت يا سه انگشت زن را قطع کند، و اگر ديه عضوى را که بر آن جنايت وارد کرده بيش از ثلث ديه مرد باشد، نصف آن را به زن بدهکار است، مثل اين که يک گوش زن را ببرد، يا يک چشم او را کور کند و بدانيد که در بازگشت ديه زن در صورت تجاوز از ثلث ديه مرد به نصف، ميزان ديه هر عضوى است که جنايت بر آن وارد کرده است نه آن که مجموع اعضا جمع شود، و به حساب مجموع، ملاحظه زيادتر از ثلث و ارجاع به نصف گردد، مثلاً اگر دو انگشت زن را بريد و يک چشم او را کور کرد، ديه چشم، نصف ديه مرد است که ربع ديه کامله مى‌باشد و ديه دو انگشت خمس ديه کامله است که بايد آن را بپردازد و ديه دو انگشت با ديه چشم جمع نمى‌شود تا مجموع نصف گردد.

س2: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء‌ ذمّه است؟
ج2) در صورتى که مجنىّ‌عليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست

 

فقدان يا عدم تمکّن عاقله از پرداخت ديه


س: در مواردى که پرداخت ديه بر عهده عاقله است، هر گاه عاقله (عصبه) وجود نداشته و يا متمّکن از پرداخت ديه نباشند، آيا پرداخت ديه بر عهده خود جانى و در صورت اعسار او، بر بيت‌المال است و يا آنکه پس از اعسار عاقله (عصبه) و يا فقدان آنها، مراجعه به جانى وجهى نداشته و ديه از بيت‌المال پرداخت گردد؟
ج) در صورت فقدان يا فقر و عجز عاقله در قتل خطأى، ديه بايد از بيت‌المال پرداخته شود.

پرداخت ديه توسط اقارب بعد از فرار قاتل


س: فقهاى عظام با عنايت به روايت فرموده‌اند که هرگاه قاتل عمد فرار کرده و به او دسترسى نباشد ديه از اموال او گرفته مى‌شود و چنانچه مالى نداشته باشد ديه از اموال نزديکان او به نحو الاقرب فالاقرب و اگر بستگانى نداشت و يا بستگان او متمکّن نبودند از بيت‌المال پرداخت مى‌شود، با عنايت به اختلاف فتاوا:
الف: آيا مراد از الاقرب همانگونه که بسيارى از فقها استفاده کرده‌اند عاقله است يا افرادى اعم از آنها، به نحوى که شامل فرزندان اناث، صغير و مجنون نيز گردد.
الف) اناث و صغار و مجانين مشمول اين حکم نيستند.

ب: آيا حکم مزبور مختص به قتل عمد است و يا شامل قتل شبه عمد و خطاى محضى که پرداخت ديه بر عهده جانى است، نيز مى‌شود؟
ب) اين حکم مخصوص به قتل عمد است، و در شبه عمد و خطأ محضى که ديه بر عهده‌ى خود جانى است، در صورت فرار جانى و باقى نگذاشتن مال، ديه از بيت‌المال داده مى‌شود.

حکم ديه در صورت علم اجمالى به قاتل


س: در مورد علم اجمالى هرگاه جانى مردد بين دو يا چند نفر معين بوده و امکان اثبات جنابت از طريق قسامه وجود نداشته باشد آيا ديه بطور مساوى از اطراف علم اجمالى گرفته مى‌شود و يا از بيت‌المال و يا با قرعه مسئول پرداخت ديه مشخص مى‌شود؟
ج) احتياط آن است که ديه از بيت‌المال داده شود، مگر در صورتى که منشأ علم اجمالى، اقرار دو نفر به قتل على نحوالاستقلال باشد که در اين صورت بعيد نيست تخيير ولىّ در گرفتن ديه‌ى کامله از هر کدام از دو نفر.

 

حكم مطالبه نكردن ديه


س: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء‌ ذمّه است؟
ج) در صورتى که مجنىّ‌عليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست.

 

حکم ارش جراحت زن در زايد بر ثلث

 

س:‌ با توجه به اينكه ديه زن چنانچه به ثلث ديه كامل مرد برسد نصف ديه مرد مى‌شود حال چنانچه ارش جراحت زن به ثلث يا مازاد آن برسد همينطور نصف مى‌شود؟ يا قاعده فوق شامل ارش نمى‌شود؟                             
ج) ارش حکم ديات مقدّره در نصف شدن براى زن در زايد بر ثلث را ندارد.

محاسبه نرخ ديه


س: مبناى محاسبه ديه سال وقوع عمل است يا اكنون؟
ج) ميزان، نرخ ديه در روز پرداخت است.

 

اجرای احکام مدنی

بعد از پايان جريان محاكمه و صدور حكم به نفع خواهان، با اين مسئله مواجه مي شويم كه چگونه بايد اين حكم را به نفع او اجرا كرد. فرض كنيم دادگاه خوانده را به پرداخت مبلغ ۵۰۰هزار ريال در حق خواهان محكوم كرده است، آيا به صرف صدور اين حكم مي توان خواهان را برنده دعوي دانست و او را از مزاياي حكم بهره مند كرد در اين مختصر مي خواهيم با نحوه اجراي احكام مدني و پاسخ به پرسش هايي كه در اين مرحله با آن مواجه مي شويم آشنا شويم:
    *آشنايي با برخي اصطلاحات
    حكم قطعي: حكمي كه قابل اجرا است.
    حكم اعلامي: حكمي كه مستلزم انجام عملي از طرف محكوم عليه نيست مانند صدور حكم به نفع خواهان مبني بر اعلام بطلان معامله يا اصالت سند.
    دادگاه بدوي: دادگاه نخستين يا دادگاه بدوي يعني دادگاهي كه ابتدا پرونده نزد آن دادگاه رسيدگي شده و صدور اجرائيه با آن است حتي اگر حكم قطعي از سوي مرجع ديگر يا بالاتري صادر شده باشد.
    محكوم عليه: شخصي كه حكم به ضرر او صادر شده است.
    محكوم له: شخصي كه حكم به نفع او صادر شده است.
    محكوم به: موضوعي كه درخصوص آن حكم صادر شده مانند آنكه خواسته خواهان مطالبه مبلغ ۱۰ ميليون ريال باشد و دادگاه دعوي او را تا مبلغ سه ميليون ريال وارد تشخيص دهد كه در اين پرونده محكوم به همان مبلغ سه ميليون ريال است گرچه خواسته خواهان ۱۰ ميليون ريال باشد.
    * مقدمات اجرا
    ادامه مطلب......

ادامه نوشته