اجرای احکام مدنی
بعد از صدور حكم قطعي هنگامي مي توان آن را اجرا كرد كه مفاد آن به محكوم عليه يا وكيل يا قائم مقام قانوني او (مانند ورثه) ابلاغ شده باشد.
از طرفي علاوه بر اين محكوم له بايد از دادگاه درخواست كند تا مفاد حكم به اجرا در بيايد. از اين رو برخلاف امور كيفري كه حكم به مجازات بعد از قطعيت بدون درخواست شاكي خصوصي به اجرا در مي آيد در امور مدني با رعايت اين سه شرط يعني: قطعيت حكم، ابلاغ حكم به محكوم عليه، درخواست محكوم له، حكم به اجرا درخواهد آمد.
اصولاً اجراي حكم با صدور اجرائيه به عمل مي آيد مگر در مواردي كه حكم جنبه اعلامي داشته و يا اينكه طرف دعوي دولت و سازمان هاي وابسته به آن باشد و حكم به ضرر آنها صادر شود و از طرفي مفاد حكم بايد توسط آنها صورت گيرد كه در اين حالت صدور اجرائيه ضروري نبوده و بايد به دستور دادگاه حكم را به اجرا دربياورند.
متقاضي بايد اوراق اجرائيه به تعداد محكوم عليه به اضافه دو برگ از واحد فروش اوراق دادگستري تهيه و ضميمه درخواست فرم كند.
هرگاه در صدور اجرائيه اشتباهي رخ دهد دادگاه صادر كننده اجرائيه مي تواند راساً به تشخيص خودش و يا به درخواست هر يك از طرفين به اقتضاي مورد، اجرائيه را باطل يا تصحيح كند و اگر بر مبناي همان اجرائيه اشتباه، عمليات اجرايي آغاز شده باشد، دستور لغو آن را صادر و يا دستور استرداد مورد اجرا شده را بدهد.
پرسش: چنانچه قبل از ابلاغ اجرائيه محكوم عليه فوت كند يا ديوانه شود اجرائيه صادره به چه كسي بايد ابلاغ شود و اصولاً چه شخصي مسئوليت اجراي حكم را دارد
پاسخ: در اين گونه موارد اجرائيه صادر حسب مورد به ولي، قيم، امين، وصي، ورثه يا مدير تركه محكوم عليه ابلاغ مي شود و اگر اين امور بعد از ابلاغ اجرائيه به محكوم عليه حادث شوند براي مثال بعد از ابلاغ اجرائيه، محكوم عليه فوت كند، مفاد اجرائيه و عمليات انجام شده به وسيله ابلاغ اخطاريه به ورثه متوفي اطلاع داده مي شود.
* ترتيب اجراي حكم
اصولاً اجرائيه به وسيله قسمت اجراي دادگاه نخستين بموقع اجرا گذاشته مي شود و چنانچه تمام يا قسمتي از عمليات اجرايي بايد در حوزه دادگاه ديگري به عمل بيايد، اجراي آن قسمت از عمليات به قسمت اجراي دادگاه آن حوزه محول مي شود.
مراحل اجرا عبارتند از:
۱-تشكيل پرونده اجرائيه و ضبط و بايگاني كليه اوراق مربوط به اجرا در آن.
۲-پس از ابلاغ اجرائيه مدير اجرا، مامور اجرا را تعيين (دادورز) و نام او را ذيل ورقه اجرائيه مي آورد. عمليات اجرايي بر عهده مامور اجراست.
۳-بعد از شروع به اجراي حكم، نمي توان جلوي عمليات اجرايي را گرفت مگر در صورت:
*دستور دادگاه مبني بر توقف عمليات
*ارائه رسيد از محكوم له مبني بر وصول محكوم به
*رضايت كتبي محكوم له داير بر تعطيل يا توقيف يا قطع يا تاخير اجراي حكم
۴- اجراي مفاد اجرائيه ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه به محكوم عليه و يا معرفي مال از سوي او و يا ابراز ترتيبي جهت پرداخت محكوم به.
۵-چنانچه محكوم عليه قادر به اجراي مفاد اجرائيه نيست بايد ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه صورت جامع و كامل دارايي اش را به قسمت اجرا تسليم كند و اگر مالي ندارد صريحاً اعلام كند.
* نكات مربوط به ترتيب اجراي حكم
*رفع اشكال در جريان اجراي حكم با دادگاهي است كه حكم تحت نظر آن دادگاه اجرا مي شود ولي اختلاف راجع به مفاد حكم، يا اختلافات اجراي احكام ناشي از ابهام حكم يا محكوم به، در دادگاهي كه حكم را صادر كرده است به عمل مي آيد.
*در صورت وجود اختلاف در مفاد حكم هر يك از طرفين حق دارند از دادگاه صادر كننده حكم درخواست رفع اختلاف كنند.
دادگاه صادر كننده حكم بايد در وقت فوق العاده و با فوريت به آن رسيدگي كند. در هر صورت اين درخواست موجب تاخير در اجراي حكم نمي شود مگر آنكه دادگاه قرار تاخير اجراي حكم را صادر كند.
*در امور مدني شخص ثالث نيز مي تواند به جاي محكوم عليه، مال معرفي كند.
*محكوم له مي تواند هر وقت مالي از محكوم عليه به دست آمد استيفا و مطالبه محكوم به را از آن مال بخواهد.
*رعايت مستثنيات دين در اجراي احكام مدني ضروري است يعني نمي توان اموال زير را براي اجراي حكم توقيف كرد مگر آنكه اين اموال موضوع حكم دادگاه مبني بر استرداد عين آنها به نفع محكوم له باشد.
*مستثنيات دين عبارتند از:
*مسكن مورد نياز محكوم عليه و افراد تحت تكفل او با رعايت شان اجتماعي اش.
*وسيله نقليه مورد نياز و متناسب با شان او.
*اثاثيه مورد نياز زندگي او و خانواده اش.
*آذوقه موجود به قدر احتياج او و خانواده اش براي مدتي كه عرفاً آذوقه ذخيره مي شود.
*وسايل و ابزار كار و كسب و پيشه اش كه وسيله امرار معاش او و خانواده اش است.
*كتب و ابزار علمي و تحقيقي براي اهل علم و تحقيق متناسب با شان آنان.
*محكوم له و محكوم عليه مي توانند براي اجراي حكم قراري گذاشته و مراتب را به قسمت اجرا اعلام دارند. در اين حالت مطابق توافق طرفين عمل مي شود.
*در مورد اموال غير منقول مشاع براي مثال خانه اي كه بين ورثه يا چند نفر مشاع است حكم خلع يد عليه يكي از متصرفين مشاع به نفع مالك قسمتي از ملك مشاع صادر شده باشد از تمام ملك خلع يد مي شود ولي تصرف محكوم له در اين ملك مستلزم تقسيم مال مشاع خواهد بود.
هرگاه محكوم به، عين معين باشد براي مثال يك تخته فرش تبريز با ابعاد و طرح و شناسنامه مشخص و تسليم آن به محكوم له ممكن باشد مامور اجرا عين آن را گرفته و به محكوم له مي دهد.
پرسش: اگر عين محكوم به، در تصرف شخص ثالثي (غير از محكوم عليه) باشد چه بايد كرد
پاسخ: اين امر مانع از اقدامات اجرايي نيست مگر اينكه متصرف مدعي حقي نسبت به آن مال باشد و دلايلي هم ارائه كند كه در اين صورت مامور اجرا به او يك هفته وقت مي دهد تا براي اثبات ادعايش به دادگاه صالح مراجعه كند و در صورتي كه ظرف ۱۵ روز از اين تاريخ از دادگاه مزبور قراري داير بر تاخير اجراي حكم به قسمت اجرا ارائه نشود عمليات اجرايي ادامه پيدا مي كند.
پرسش: اگر مفاد اجرائيه دلالت بر خلع يد محلي باشد كه اموال محكوم عليه يا شخص ثالثي در آن باشد چه بايد كرد
پاسخ: اين امر مانع اجراي حكم نمي شود در اين حالت اگر صاحب مال از بردن آن خودداري كند يا به او دسترسي نباشد مامور اجرا صورت تفصيلي اموال را صورتجلسه كرده و به ترتيب زير عمل مي كند:
*اسناد و اوراق بهادار مانند چك، سفته و /// و وجوه نقد و جواهر به صندوق دادگستري يا يكي از بانكها سپرده مي شود.
*اموال ضايع شدني و يا اموالي كه بهاي آنها متناسب با هزينه نگهداري شان نباشد به فروش مي رسد تا به صاحبش برگردانده شود.
*در مورد ساير اموال، مامور اجرا آنها را در همان محل يا محل مناسب ديگر محفوظ نگهداشته و يا به حافظ مي سپارد و از او رسيد مي گيرد.
پرسش: اگر محكوم به انجام عملي باشد فرضاً حضور در دفترخانه اسناد رسمي و انتقال رسمي آپارتمان به محكوم له و محكوم عليه از انجام آن خودداري كند در اين حالت چه بايد كرد
پاسخ: اگر انجام عمل توسط شخص ثالثي ممكن باشد. براي مثال نقاشي ساختمان، در اين حالت محكوم له مي تواند تحت نظر مامور اجرا آن عمل را به وسيله ديگري انجام دهد و هزينه اش را از محكوم عليه دريافت كند و يا اصولاً بدون انجام عمل هزينه لازم را به وسيله دايره اجرا از محكوم عليه بگيرد. اما درخصوص فرض سؤال نماينده دادگاه سند انتقال را در دفترخانه اسناد رسمي امضا خواهد كرد.
پرسش: در صورتي كه محكوم به خلع يد از زمين كشاورزي باشد كه تحت كشت قرار گرفته آيا حكم اجرا مي شود
پاسخ: اگر موقع برداشت محصول رسيده باشد محكوم عليه بايد فوراً محصول را بردارد و الامامور اجرا اقدام به برداشت محصول مي كند و هزينه هاي مربوط را زمان تحويل محصول به محكوم عليه، از او وصول خواهد كرد و اگر موقع برداشت محصول نرسيده باشد چه در مرحله روييدن بذر يا بعد از آن و يا اينكه اصولاً بذر نروييده باشد محكوم له مختار است كه بهاي زراعت را بپردازد و ملك را به تصرف خود درآورده و يا اينكه تا زمان رسيدن و برداشت محصول صبر كند و از محكوم عليه اجاره بگيرد. تعيين قيمت اجاره در اين حالت با دادگاه است.
از طرفي علاوه بر اين محكوم له بايد از دادگاه درخواست كند تا مفاد حكم به اجرا در بيايد. از اين رو برخلاف امور كيفري كه حكم به مجازات بعد از قطعيت بدون درخواست شاكي خصوصي به اجرا در مي آيد در امور مدني با رعايت اين سه شرط يعني: قطعيت حكم، ابلاغ حكم به محكوم عليه، درخواست محكوم له، حكم به اجرا درخواهد آمد.
اصولاً اجراي حكم با صدور اجرائيه به عمل مي آيد مگر در مواردي كه حكم جنبه اعلامي داشته و يا اينكه طرف دعوي دولت و سازمان هاي وابسته به آن باشد و حكم به ضرر آنها صادر شود و از طرفي مفاد حكم بايد توسط آنها صورت گيرد كه در اين حالت صدور اجرائيه ضروري نبوده و بايد به دستور دادگاه حكم را به اجرا دربياورند.
متقاضي بايد اوراق اجرائيه به تعداد محكوم عليه به اضافه دو برگ از واحد فروش اوراق دادگستري تهيه و ضميمه درخواست فرم كند.
هرگاه در صدور اجرائيه اشتباهي رخ دهد دادگاه صادر كننده اجرائيه مي تواند راساً به تشخيص خودش و يا به درخواست هر يك از طرفين به اقتضاي مورد، اجرائيه را باطل يا تصحيح كند و اگر بر مبناي همان اجرائيه اشتباه، عمليات اجرايي آغاز شده باشد، دستور لغو آن را صادر و يا دستور استرداد مورد اجرا شده را بدهد.
پرسش: چنانچه قبل از ابلاغ اجرائيه محكوم عليه فوت كند يا ديوانه شود اجرائيه صادره به چه كسي بايد ابلاغ شود و اصولاً چه شخصي مسئوليت اجراي حكم را دارد
پاسخ: در اين گونه موارد اجرائيه صادر حسب مورد به ولي، قيم، امين، وصي، ورثه يا مدير تركه محكوم عليه ابلاغ مي شود و اگر اين امور بعد از ابلاغ اجرائيه به محكوم عليه حادث شوند براي مثال بعد از ابلاغ اجرائيه، محكوم عليه فوت كند، مفاد اجرائيه و عمليات انجام شده به وسيله ابلاغ اخطاريه به ورثه متوفي اطلاع داده مي شود.
* ترتيب اجراي حكم
اصولاً اجرائيه به وسيله قسمت اجراي دادگاه نخستين بموقع اجرا گذاشته مي شود و چنانچه تمام يا قسمتي از عمليات اجرايي بايد در حوزه دادگاه ديگري به عمل بيايد، اجراي آن قسمت از عمليات به قسمت اجراي دادگاه آن حوزه محول مي شود.
مراحل اجرا عبارتند از:
۱-تشكيل پرونده اجرائيه و ضبط و بايگاني كليه اوراق مربوط به اجرا در آن.
۲-پس از ابلاغ اجرائيه مدير اجرا، مامور اجرا را تعيين (دادورز) و نام او را ذيل ورقه اجرائيه مي آورد. عمليات اجرايي بر عهده مامور اجراست.
۳-بعد از شروع به اجراي حكم، نمي توان جلوي عمليات اجرايي را گرفت مگر در صورت:
*دستور دادگاه مبني بر توقف عمليات
*ارائه رسيد از محكوم له مبني بر وصول محكوم به
*رضايت كتبي محكوم له داير بر تعطيل يا توقيف يا قطع يا تاخير اجراي حكم
۴- اجراي مفاد اجرائيه ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه به محكوم عليه و يا معرفي مال از سوي او و يا ابراز ترتيبي جهت پرداخت محكوم به.
۵-چنانچه محكوم عليه قادر به اجراي مفاد اجرائيه نيست بايد ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه صورت جامع و كامل دارايي اش را به قسمت اجرا تسليم كند و اگر مالي ندارد صريحاً اعلام كند.
* نكات مربوط به ترتيب اجراي حكم
*رفع اشكال در جريان اجراي حكم با دادگاهي است كه حكم تحت نظر آن دادگاه اجرا مي شود ولي اختلاف راجع به مفاد حكم، يا اختلافات اجراي احكام ناشي از ابهام حكم يا محكوم به، در دادگاهي كه حكم را صادر كرده است به عمل مي آيد.
*در صورت وجود اختلاف در مفاد حكم هر يك از طرفين حق دارند از دادگاه صادر كننده حكم درخواست رفع اختلاف كنند.
دادگاه صادر كننده حكم بايد در وقت فوق العاده و با فوريت به آن رسيدگي كند. در هر صورت اين درخواست موجب تاخير در اجراي حكم نمي شود مگر آنكه دادگاه قرار تاخير اجراي حكم را صادر كند.
*در امور مدني شخص ثالث نيز مي تواند به جاي محكوم عليه، مال معرفي كند.
*محكوم له مي تواند هر وقت مالي از محكوم عليه به دست آمد استيفا و مطالبه محكوم به را از آن مال بخواهد.
*رعايت مستثنيات دين در اجراي احكام مدني ضروري است يعني نمي توان اموال زير را براي اجراي حكم توقيف كرد مگر آنكه اين اموال موضوع حكم دادگاه مبني بر استرداد عين آنها به نفع محكوم له باشد.
*مستثنيات دين عبارتند از:
*مسكن مورد نياز محكوم عليه و افراد تحت تكفل او با رعايت شان اجتماعي اش.
*وسيله نقليه مورد نياز و متناسب با شان او.
*اثاثيه مورد نياز زندگي او و خانواده اش.
*آذوقه موجود به قدر احتياج او و خانواده اش براي مدتي كه عرفاً آذوقه ذخيره مي شود.
*وسايل و ابزار كار و كسب و پيشه اش كه وسيله امرار معاش او و خانواده اش است.
*كتب و ابزار علمي و تحقيقي براي اهل علم و تحقيق متناسب با شان آنان.
*محكوم له و محكوم عليه مي توانند براي اجراي حكم قراري گذاشته و مراتب را به قسمت اجرا اعلام دارند. در اين حالت مطابق توافق طرفين عمل مي شود.
*در مورد اموال غير منقول مشاع براي مثال خانه اي كه بين ورثه يا چند نفر مشاع است حكم خلع يد عليه يكي از متصرفين مشاع به نفع مالك قسمتي از ملك مشاع صادر شده باشد از تمام ملك خلع يد مي شود ولي تصرف محكوم له در اين ملك مستلزم تقسيم مال مشاع خواهد بود.
هرگاه محكوم به، عين معين باشد براي مثال يك تخته فرش تبريز با ابعاد و طرح و شناسنامه مشخص و تسليم آن به محكوم له ممكن باشد مامور اجرا عين آن را گرفته و به محكوم له مي دهد.
پرسش: اگر عين محكوم به، در تصرف شخص ثالثي (غير از محكوم عليه) باشد چه بايد كرد
پاسخ: اين امر مانع از اقدامات اجرايي نيست مگر اينكه متصرف مدعي حقي نسبت به آن مال باشد و دلايلي هم ارائه كند كه در اين صورت مامور اجرا به او يك هفته وقت مي دهد تا براي اثبات ادعايش به دادگاه صالح مراجعه كند و در صورتي كه ظرف ۱۵ روز از اين تاريخ از دادگاه مزبور قراري داير بر تاخير اجراي حكم به قسمت اجرا ارائه نشود عمليات اجرايي ادامه پيدا مي كند.
پرسش: اگر مفاد اجرائيه دلالت بر خلع يد محلي باشد كه اموال محكوم عليه يا شخص ثالثي در آن باشد چه بايد كرد
پاسخ: اين امر مانع اجراي حكم نمي شود در اين حالت اگر صاحب مال از بردن آن خودداري كند يا به او دسترسي نباشد مامور اجرا صورت تفصيلي اموال را صورتجلسه كرده و به ترتيب زير عمل مي كند:
*اسناد و اوراق بهادار مانند چك، سفته و /// و وجوه نقد و جواهر به صندوق دادگستري يا يكي از بانكها سپرده مي شود.
*اموال ضايع شدني و يا اموالي كه بهاي آنها متناسب با هزينه نگهداري شان نباشد به فروش مي رسد تا به صاحبش برگردانده شود.
*در مورد ساير اموال، مامور اجرا آنها را در همان محل يا محل مناسب ديگر محفوظ نگهداشته و يا به حافظ مي سپارد و از او رسيد مي گيرد.
پرسش: اگر محكوم به انجام عملي باشد فرضاً حضور در دفترخانه اسناد رسمي و انتقال رسمي آپارتمان به محكوم له و محكوم عليه از انجام آن خودداري كند در اين حالت چه بايد كرد
پاسخ: اگر انجام عمل توسط شخص ثالثي ممكن باشد. براي مثال نقاشي ساختمان، در اين حالت محكوم له مي تواند تحت نظر مامور اجرا آن عمل را به وسيله ديگري انجام دهد و هزينه اش را از محكوم عليه دريافت كند و يا اصولاً بدون انجام عمل هزينه لازم را به وسيله دايره اجرا از محكوم عليه بگيرد. اما درخصوص فرض سؤال نماينده دادگاه سند انتقال را در دفترخانه اسناد رسمي امضا خواهد كرد.
پرسش: در صورتي كه محكوم به خلع يد از زمين كشاورزي باشد كه تحت كشت قرار گرفته آيا حكم اجرا مي شود
پاسخ: اگر موقع برداشت محصول رسيده باشد محكوم عليه بايد فوراً محصول را بردارد و الامامور اجرا اقدام به برداشت محصول مي كند و هزينه هاي مربوط را زمان تحويل محصول به محكوم عليه، از او وصول خواهد كرد و اگر موقع برداشت محصول نرسيده باشد چه در مرحله روييدن بذر يا بعد از آن و يا اينكه اصولاً بذر نروييده باشد محكوم له مختار است كه بهاي زراعت را بپردازد و ملك را به تصرف خود درآورده و يا اينكه تا زمان رسيدن و برداشت محصول صبر كند و از محكوم عليه اجاره بگيرد. تعيين قيمت اجاره در اين حالت با دادگاه است.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۰۳ ساعت توسط
|
راهكارهايي در باب احترام پدر و مادر :