بیانات امام خمینی ره در باب قضاوت
نقش وكيل
در قانون اسلام وكيل هر چه زبردست باشد خيلي كم ميتواند اشتباهكاري كند . چون ميزان فصل خصومت طوري است كه با تشخيص قاضي تمام ميشود و زبر دستي و قانونداني وكيل كمتر دخالت در آن دارد . در قانون اسلام ممكن است در يك روز پيش يك قاضي بيست محاكمه ختم شود .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
دادرسي فوري
در قانون اسلام براي گواه نيز شرايطي قرار داده كه اگر مراعات شود ، حق كسي را تضييع نميكنند ؛ و همين طور در جريان محاكمه چيزهايي را مراعات كرده كه وقت متحاكمين را اينقدر كه ميبينيد تلف نميكند .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
محاكمه مطلوب
در جريان يك محاكمه آنچه مطلوب است آن است كه اولاً هر چه زودتر كار تمام شود و طرفين سراغ كارهاي ديگر خود بروند ؛ و ثانياً آنكه ضررهاي غير مشروعي به طرفين نرسد ؛ و ثالثاً محاكمه طوري انجام بگيرد كه حتيالامكان حق به صاحبش برسد . قانون اسلام اين سه چيز را به طوري مراعات كرده كه اگر طبق قانون محاكمه جريان پيدا كند و شرايط قاضي و شاهد و محاكمه مراعات شود ناچار اين سه چيز تامين ميشود يا دست كم به يكي دو تاي از اينها ميرسند .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
استماع دعاوي
وظايف قاضي چند امر است :
اوّل : اين است كه در سلام و جواب آن و نشاندن آنها و نگاه و كلام و ساكت نمودن آنها و روخوش بودن و ساير آداب و انواع اكرام ، و عدل در حكم ، مساوي قرار دادن خصمها واجب است ، اگر چه در شرف و پايينبودن شان متفاوت باشند . و اما تسويه در ميل قلبي واجب نيست . اين درصورتي است كه هر دو مسلمان باشند . و اما اگر يكي از آنها غيرمسلمان باشد احترام مسلمان بيشتر از خصمش جايز است . و اما عدل در حكم علي اي حالٍ واجب است .
دوم : براي قاضي جايز نيست كه به يكي از دو طرف مخاصمه چيزي را تلقين نمايد كه به وسيله آن بر خصمش كمك بگيرد ، مثل اينكه او بهطور احتمال ادعا نمايد ، پس قاضي به او تلقين كند كه به طور جزم ادعا كند تا دعوايش مسموع باشد . يا اينكه او ادعا كند كه امانت يا دين را ادا نموده است ، پس قاضي به او تلقين كند كه آن را انكار نمايد . و همچنين جايز نيست كه كيفيت احتجاج و راه غلبه بر طرف را به او بياموزد .
اين در صورتي است كه نداند كه حق با او است وگرنه جايز است ، كمااينكه برايش جايز است كه به علمش حكم نمايد . و اما غير قاضي درصورتي كه ادعاي او را صحيح بداند ، اين كار برايش جايز است . و اگر ميداند كه ادعايش صحيح نيست ، برايش جايز نميباشد . و در صورت جهل به آن احوط ترك آن است .
سوم : اگر متخاصمين به طور ترتيب وارد شوند حاكم بايد در شنيدن دعوي ابتدا به اولي و سپس به بعدي آن - الاول فالاول - گوش نمايد ؛ مگر اينكه قبلي راضي به تاخيرش باشد . و بين شريف و وضيع و مرد و زن فرقي نيست . و اگر با هم وارد شوند يا كيفيت ورود آنها را نداند و راهي براي اثبات آن نباشد در صورت اختلاف آنها ، بين آنان قرعه بيندازد .
چهارم : اگر مدعي عليه ، با ادعايي دعواي مدعي را قطع نمايد ، قاضي نبايد آن را گوش نمايد تا اينكه از دعواي طرفش جواب دهد و حكم آن تمام شود ، سپس او ادعايش را از نو بيان ميكند ، مگر اينكه مدعي اوّل راضي به جلو انداختن او باشد .
پنجم : اگر يكي از خصمين سبقت به دعوي نمايد او اولي است . و اگر هر دو با هم شروع به دعوا نمودند از كسي كه طرف راست طرفش قرار گرفته است گوش مينمايد و اگر اتفاقاً مسافر و حاضر باشند هر دو مساوي هستند مادامي كه يكي از آنها به تاخير ضرر نبيند ؛ پس جهت دفع ضرر مقدم ميشود ، و در آن ترديد است .
( تحرير وسيله ، ج ۴ ، صص ۸۹ - ۹۱ )
سرعت دادرسي اسلامي
آن طرزي كه اسلام براي احقاق حقوق و حل و فصل دعاوي و اجراي حدود و قانون جزا تعيين كرده است بسيار ساده و عملي و سريع است . آن وقت كه آيين دادرسي اسلام معمول بود ، قاضي شرع در يك شهر با دوسه نفر مامور اجرا و يك قلم و دوات فصل خصومات ميكرد ، و مردم را به سراغ كار و زندگي ميفرستاد .
( ولايت فقيه ، ص ۳۶ )
تساوي در محاكمه
عربي رفته - يهودي - رفته است شكايت كرده پيش قاضي از حضرت امير كه حالا يك زرهي از من است پيش ايشان - حالا من قصه چيزش را نميدانم اما اصل متن قضيه را ميدانم ، آن حواشياش را نميدانم - قاضي خواست حضرت امير را . رفت در محضر قاضياي كه خودش او را نصب كرده است ! قاضي حضرت امير را احضار كرد . رفت . نشستند جلوي قاضي . حتي تعليم داد به قاضي - ظاهراً در همين جاست - كه نه ، به من زيادتر از اين نبايد احترام كني ؛ قضاوت بايد همچو ، هردو عليالسواء باشيم . يكي يهودي بوده و يكي هم رئيس – عرض ميكنم كه – از ايران گرفته تا حجاز تا مصر تا عراق .
( بيانات امام در مورد تبليغات اجانب عليه اسلام ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۱۱ - ۱۰ ) - ۵۷/۸/۱۴
حذف مراحل بيهوده
كارهايي را كه يك قاضي اسلامي در يك روز و دو روز تمام ميكرد ، وقتي به دادگستري ما ميرسد يك سال طول ميكشد تا اين وكيل بگذارد آن محاكمه در مجرا واقع بشود ! از اول ميآيد به صلاحيت دادگاه اعتراض ميكند . چند وقت بايد طول بكشد كه شما بياييد صلاحيت آن دادگاه را اثبات بكنيد ، كه خير ، اين دادگاه صالح است ! بعد چند وقت بيايد صحبت بكند . يكوقتي يك شاهدي ، يكي از علما امضا كرده بود كه الآثم فلان . مدتي طول داده بود كه اين اقرار به ذنب است و اين فاسق است كه دارد الآثم وكلا اينطوري هستند كه نميگذارند كه پيش برود . حالا ابتدايي ، بعدش استيناف ، بعد چه . چند دفعه برميگردد از اول [بررسي] ميشود . اينها جز تضييع اوقات مردم چيز ديگري نيست . محاكمات بايد يك درجه باشد ؛ يك قاضي صحيح باشد كار مردم را تمام كند ، بروند مردم سراغ كارشان . همان كاري كه پيشتر قاضيهاي ما ميكردند ، مينشاندند اينها را و حرفهايشان را گوش ميكردند ، شاهدشان را ميگرفتند ، و چه ميكردند ، دو روز ، سه روز ، يك روز ، و گاهي يك ساعت ، دو ساعت ، مساله تمام ميشد .
( بيانات امام در جمع اعضاي هيات قضات اصفهان ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۳ - ۱۵۲ )- ۵۸/۲/۲۳
اقتدا به علي ( ع ) در قضاوت
حضرت امير - سلام اللَّه عليه - در يك محاكمهاي - كه آنوقتي بود كه خليفهاللَّه بود و خليفه مسلمين بود و قضات هم خودش تعيين ميكرد - يك محاكمهاي بود بين حضرت امير و يك نفر غير مُسْلم - يهودي ظاهراً بود - و قاضي خواست حضرت را وقتي كه رفت ، تشريف بردند ، آنطور است كه با كنيه اسم حضرت را بُرد ، گفت نه ، حق نداري ، بايد مساوي باشيم ، در نشستن مساوي ، در همه چيز مساوي ، وقتي هم كه حكم برخلاف كرد ، پذيرفت . آن خليفه بحقِّ خدا بود و شماها بايد به او اقتدا بكنيد ، همه ما بايد اقتدا بكنيم ، البته هيچ كدام طاقت نداريم مثل او باشيم ؛ لكن اينقدر باشد كه اگر نامه ما را بردند آنجا ، بگويند اينها هم شيعه هستند ؛ اينها هم تابعند .
( بيانات امام در جمع فرمانداران ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۱۴۹ )- ۵۸/۴/۲۶
عدم اصرار بر اثبات حدود
در قضيه جرمهايي كه ميشود ، البته آنهايي كه مربوط به دادگاههاي انقلاب است آن امور انقلابي است كه تشخيصش را شماها خودتان ميدهيد . يك امور ديگري هست ، مثل كذبهايي كه ميشود ، كه در شرع حد دارد اينها ، ثبوتش بسيار مشكل است . مثلاً در باب زنا [بايد] چهار نفرآدم عادل شهادت بدهد . . .
خداي تبارك و تعالي خواسته است كه اين امور زود كشف نشود . هم حفظ حيثيت اشخاص بشود - ولو به حسب واقع هم گناهكار باشند - و هم حفظ جهات در جامعه بشود . يا اگر اقرار بكند ، يك دفعه اقرارش را اعتنا نكنند ؛ نصيحتش كنند ، به او بگويند اگر اين ثابت بشود تو چه خواهي شد ، تو رَجم خواهي شد ، تو مقتول خواهي شد . بعد مهلت به او بدهند . ثانياً اگر آمد و اقرار كرد ، باز ثانياً توصيه به او بكنند كه نكن ؛ اين كار درست نيست . و اگر در بار چهارم آمد اقرار كرد ، آن وقت اين است كه حد بزند . آن هم حاكم شرع ، مجتهد عادل .
( بيانات امام در دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۱۸۶ ) - ۵۸/۷/۲۰
ارائه دليل شرعي و قانوني
يك جنايتي از قبيل مثلاً فرض بفرماييد زنا ، كه چهار نفر عادل شهادت بدهد كه من ديدم كَالْمِيلِ في المكْحَله . و چه طور ممكن است كه يك همچو امري ثابت بشود . و اگر به اقرار رسيد ، بايد چهار دفعه اقرار بكند . آن هم قاضي موعظهاش بكند كه تو اگر اقرار بكني ، حد جاري ميشود ، شايد اشتباه ميكني .
( بيانات امام در ديدار با روحانيون تجريش ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۳ )-
۵۸/۷/۱۹
رعايت شرايط در شهادت
اينكه يكي آمده ميگويد كه فلان ، فلان كار را كرد ، خوب ، اولاً اين عادل است كه اين را ميگويد ؟ بيست نفر هم بگويند اعتنا نميشود كرد . بايد عادل باشد ، روي موازين شرع عدالت داشته باشد ، تا اينكه از او شهادت قبول بشود . و الّا فرض كنيد ده نفر آدمهاي غير ثابتالعداله [هم بيايند] يكوقت اين است كه شهرت همچو هست . اما يك همچو شهرتي امكان ندارد راجع به اين امور مخفي . اين يك امر مخفي است . اين امور مخفي را يك همچو شهرتي [احتمال] ندارد . راجع به دزدي كه رفته است سرِ گَردنه دزدي كرده آنجا ممكن است يكوقت شهرت پيدا بكند ؛ اما راجع به اين فَحشايي كه بسيار در جاهاي مختلف اين كارها انجام ميگيرد همچو شهرتي حاصل نميشود كه علم پيدا بشود . باقي ميماند شهادت شهود ، يا اقرار خودش . اقرار خودش هم در بسيار از اينها يك دفعه فايده ندارد ، بايد مكرر بشود ، بعد از اينكه نصيحت بشود كه بخواهيم برگردد ، حد جاري نشود حتيالامكان .
( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۷ ) - ۵۸/۷/۲۰
قانون اسلام ، قانون برابري
امام فرمود كه در قضا به يك فرد احترام نكنيد ، بايد من و او عليالسواء باشيم . و بعد هم كه قاضي بر ضد حضرت امير حكم كرد ، با روي گشاده قبول كرد . اين حكومتي است كه در مقابل قانون ، همگي عليالسواء حاضرند ، براي اينكه قانون اسلام ، قانون الهي است . و همه در مقابل خداي تبارك و تعالي حاضرند - چه حاكم ، و چه محكوم ، چه پيغمبر و چه امام و چه ساير مردم .
( مصاحبه امام با راديو تلويزيون آلمان غربي ، صحيفه نور ، ج ۱۰ ، ص ۱۶۹ )
۵۸/۸/۱۷
تساوي حتي در نگاه و جلوس
از آداب قضاي اسلامي يكي اين است كه وقتي نگاه هم ميخواهد بكند به طرفين ، يكي را بيشتر نگاه نكند از ديگري ، عليالسّوا باشد . در نشستن جوري نباشد كه يكي بالاتر بنشيند ، يكي پائينتر بنشيند .
( مصاحبه با خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان ، صحيفه نور ، ج ۱۱ ، ص ۲۶ )- ۵۸/۹/۲۶
عدم صدور حكم در حال غضب
قاضي چنانچه در حال غضب باشد ، نبايد حكم بدهد ؛ براي اينكه حكم در حال غضب حكمي است كه از منشا عقلي و شرعي صادر نميشود .
( بيانات امام در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۶ )- ۶۰/۳/۶
محاكمه عادلانه و شرعي
محاكمهها هم بايد محاكمات عادلانه باشد ، بر طبق موازين شرعي باشد .
( بيانات امام در جمع خانواده هاي شهداي فاجعه هفت تير ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص۶۶ )- ۶۰/۴/۱۱
اجراي عدالت اسلامي
اجراي عدالت اسلامي در تمام دستگاههاي قضايي و اجرايي در سراسر كشور . و از جمله مهمات رسيدگي سريع به پروندههاي زندانيان و خصوصاً آنانكه جرمشان مادون جرم گروهكهاي مفسدين و ملحدين اغتشاشگر است . رسيدگي به پروندههاي كساني كه به عللي به تعويق افتاده است اولويت دارد .
( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۴۶ )- ۶۰/۱۱/۲۲
اجراي دقيق موازين
قضات محترم شرع ، بايد موازين را با دقت ، با كمال دقت ، موازين را عمل بكنند و - خداي نخواسته - يك وقت بر خلاف موازين اسلامي واقع نشود . مايي كه مدعي هستيم كه جمهوريمان جمهوري اسلامي است ، احكام اسلام بايد در اين جمهوري اجرا بشود . يكي از امور مهم ، قضيه زندانهاست . يكي از امور مهم ، قضيه دادگاههاست ، دادسراهاست ، دادگستريهاست . اگر بنا باشد كه حالا هم - خداي نخواسته - مثل زمان رژيم سابق ، در دادگستريها كارهاي خلاف شرع بشود ، خوب ، ما بايد فاتحه اين جمهوري را بخوانيم . و اين مكرر سفارش شده است كه اگر قوانين نداريد ، بايد بخشنامه كنيد كه تمام قضات بر وفق شرع عمل كنند ، به قوانين سابق اعتنا نكنند .
( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۳ ) - ۶۱/۵/۳۱
برخورد توام با اخلاق انساني
سعي كنند با كمال دقت و مهرباني و قاطعيت با تمام افراد مواجه گردند ، تا مردم از آنان راضي گردند ؛ كه رضايت مردم رضايت خداوند را به دنبال دارد . قضات محترم سعي كنند مردم را بيجهت معطل ننمايند و هرچه زودتر به كار آنان رسيدگي نمايند .
( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص۲۳۵ ) - 1362/11/22
رعايت قانون در حكم و دستور
قضات وقتي ميتوانند قاضي باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود ، هيچ تقصير و قصوري نكنند ، نه غلو كنند ، نه تقصير بكنند .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص۴ - ۱۹۳ )-۶۴/۵/۸
در قانون اسلام وكيل هر چه زبردست باشد خيلي كم ميتواند اشتباهكاري كند . چون ميزان فصل خصومت طوري است كه با تشخيص قاضي تمام ميشود و زبر دستي و قانونداني وكيل كمتر دخالت در آن دارد . در قانون اسلام ممكن است در يك روز پيش يك قاضي بيست محاكمه ختم شود .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
دادرسي فوري
در قانون اسلام براي گواه نيز شرايطي قرار داده كه اگر مراعات شود ، حق كسي را تضييع نميكنند ؛ و همين طور در جريان محاكمه چيزهايي را مراعات كرده كه وقت متحاكمين را اينقدر كه ميبينيد تلف نميكند .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
محاكمه مطلوب
در جريان يك محاكمه آنچه مطلوب است آن است كه اولاً هر چه زودتر كار تمام شود و طرفين سراغ كارهاي ديگر خود بروند ؛ و ثانياً آنكه ضررهاي غير مشروعي به طرفين نرسد ؛ و ثالثاً محاكمه طوري انجام بگيرد كه حتيالامكان حق به صاحبش برسد . قانون اسلام اين سه چيز را به طوري مراعات كرده كه اگر طبق قانون محاكمه جريان پيدا كند و شرايط قاضي و شاهد و محاكمه مراعات شود ناچار اين سه چيز تامين ميشود يا دست كم به يكي دو تاي از اينها ميرسند .
( كشف الاسرار ، ص ۲۹۹ )
استماع دعاوي
وظايف قاضي چند امر است :
اوّل : اين است كه در سلام و جواب آن و نشاندن آنها و نگاه و كلام و ساكت نمودن آنها و روخوش بودن و ساير آداب و انواع اكرام ، و عدل در حكم ، مساوي قرار دادن خصمها واجب است ، اگر چه در شرف و پايينبودن شان متفاوت باشند . و اما تسويه در ميل قلبي واجب نيست . اين درصورتي است كه هر دو مسلمان باشند . و اما اگر يكي از آنها غيرمسلمان باشد احترام مسلمان بيشتر از خصمش جايز است . و اما عدل در حكم علي اي حالٍ واجب است .
دوم : براي قاضي جايز نيست كه به يكي از دو طرف مخاصمه چيزي را تلقين نمايد كه به وسيله آن بر خصمش كمك بگيرد ، مثل اينكه او بهطور احتمال ادعا نمايد ، پس قاضي به او تلقين كند كه به طور جزم ادعا كند تا دعوايش مسموع باشد . يا اينكه او ادعا كند كه امانت يا دين را ادا نموده است ، پس قاضي به او تلقين كند كه آن را انكار نمايد . و همچنين جايز نيست كه كيفيت احتجاج و راه غلبه بر طرف را به او بياموزد .
اين در صورتي است كه نداند كه حق با او است وگرنه جايز است ، كمااينكه برايش جايز است كه به علمش حكم نمايد . و اما غير قاضي درصورتي كه ادعاي او را صحيح بداند ، اين كار برايش جايز است . و اگر ميداند كه ادعايش صحيح نيست ، برايش جايز نميباشد . و در صورت جهل به آن احوط ترك آن است .
سوم : اگر متخاصمين به طور ترتيب وارد شوند حاكم بايد در شنيدن دعوي ابتدا به اولي و سپس به بعدي آن - الاول فالاول - گوش نمايد ؛ مگر اينكه قبلي راضي به تاخيرش باشد . و بين شريف و وضيع و مرد و زن فرقي نيست . و اگر با هم وارد شوند يا كيفيت ورود آنها را نداند و راهي براي اثبات آن نباشد در صورت اختلاف آنها ، بين آنان قرعه بيندازد .
چهارم : اگر مدعي عليه ، با ادعايي دعواي مدعي را قطع نمايد ، قاضي نبايد آن را گوش نمايد تا اينكه از دعواي طرفش جواب دهد و حكم آن تمام شود ، سپس او ادعايش را از نو بيان ميكند ، مگر اينكه مدعي اوّل راضي به جلو انداختن او باشد .
پنجم : اگر يكي از خصمين سبقت به دعوي نمايد او اولي است . و اگر هر دو با هم شروع به دعوا نمودند از كسي كه طرف راست طرفش قرار گرفته است گوش مينمايد و اگر اتفاقاً مسافر و حاضر باشند هر دو مساوي هستند مادامي كه يكي از آنها به تاخير ضرر نبيند ؛ پس جهت دفع ضرر مقدم ميشود ، و در آن ترديد است .
( تحرير وسيله ، ج ۴ ، صص ۸۹ - ۹۱ )
سرعت دادرسي اسلامي
آن طرزي كه اسلام براي احقاق حقوق و حل و فصل دعاوي و اجراي حدود و قانون جزا تعيين كرده است بسيار ساده و عملي و سريع است . آن وقت كه آيين دادرسي اسلام معمول بود ، قاضي شرع در يك شهر با دوسه نفر مامور اجرا و يك قلم و دوات فصل خصومات ميكرد ، و مردم را به سراغ كار و زندگي ميفرستاد .
( ولايت فقيه ، ص ۳۶ )
تساوي در محاكمه
عربي رفته - يهودي - رفته است شكايت كرده پيش قاضي از حضرت امير كه حالا يك زرهي از من است پيش ايشان - حالا من قصه چيزش را نميدانم اما اصل متن قضيه را ميدانم ، آن حواشياش را نميدانم - قاضي خواست حضرت امير را . رفت در محضر قاضياي كه خودش او را نصب كرده است ! قاضي حضرت امير را احضار كرد . رفت . نشستند جلوي قاضي . حتي تعليم داد به قاضي - ظاهراً در همين جاست - كه نه ، به من زيادتر از اين نبايد احترام كني ؛ قضاوت بايد همچو ، هردو عليالسواء باشيم . يكي يهودي بوده و يكي هم رئيس – عرض ميكنم كه – از ايران گرفته تا حجاز تا مصر تا عراق .
( بيانات امام در مورد تبليغات اجانب عليه اسلام ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۱۱ - ۱۰ ) - ۵۷/۸/۱۴
حذف مراحل بيهوده
كارهايي را كه يك قاضي اسلامي در يك روز و دو روز تمام ميكرد ، وقتي به دادگستري ما ميرسد يك سال طول ميكشد تا اين وكيل بگذارد آن محاكمه در مجرا واقع بشود ! از اول ميآيد به صلاحيت دادگاه اعتراض ميكند . چند وقت بايد طول بكشد كه شما بياييد صلاحيت آن دادگاه را اثبات بكنيد ، كه خير ، اين دادگاه صالح است ! بعد چند وقت بيايد صحبت بكند . يكوقتي يك شاهدي ، يكي از علما امضا كرده بود كه الآثم فلان . مدتي طول داده بود كه اين اقرار به ذنب است و اين فاسق است كه دارد الآثم وكلا اينطوري هستند كه نميگذارند كه پيش برود . حالا ابتدايي ، بعدش استيناف ، بعد چه . چند دفعه برميگردد از اول [بررسي] ميشود . اينها جز تضييع اوقات مردم چيز ديگري نيست . محاكمات بايد يك درجه باشد ؛ يك قاضي صحيح باشد كار مردم را تمام كند ، بروند مردم سراغ كارشان . همان كاري كه پيشتر قاضيهاي ما ميكردند ، مينشاندند اينها را و حرفهايشان را گوش ميكردند ، شاهدشان را ميگرفتند ، و چه ميكردند ، دو روز ، سه روز ، يك روز ، و گاهي يك ساعت ، دو ساعت ، مساله تمام ميشد .
( بيانات امام در جمع اعضاي هيات قضات اصفهان ، صحيفه نور ، ج ۳ ، ص ۳ - ۱۵۲ )- ۵۸/۲/۲۳
اقتدا به علي ( ع ) در قضاوت
حضرت امير - سلام اللَّه عليه - در يك محاكمهاي - كه آنوقتي بود كه خليفهاللَّه بود و خليفه مسلمين بود و قضات هم خودش تعيين ميكرد - يك محاكمهاي بود بين حضرت امير و يك نفر غير مُسْلم - يهودي ظاهراً بود - و قاضي خواست حضرت را وقتي كه رفت ، تشريف بردند ، آنطور است كه با كنيه اسم حضرت را بُرد ، گفت نه ، حق نداري ، بايد مساوي باشيم ، در نشستن مساوي ، در همه چيز مساوي ، وقتي هم كه حكم برخلاف كرد ، پذيرفت . آن خليفه بحقِّ خدا بود و شماها بايد به او اقتدا بكنيد ، همه ما بايد اقتدا بكنيم ، البته هيچ كدام طاقت نداريم مثل او باشيم ؛ لكن اينقدر باشد كه اگر نامه ما را بردند آنجا ، بگويند اينها هم شيعه هستند ؛ اينها هم تابعند .
( بيانات امام در جمع فرمانداران ، صحيفه نور ، ج ۸ ، ص ۱۴۹ )- ۵۸/۴/۲۶
عدم اصرار بر اثبات حدود
در قضيه جرمهايي كه ميشود ، البته آنهايي كه مربوط به دادگاههاي انقلاب است آن امور انقلابي است كه تشخيصش را شماها خودتان ميدهيد . يك امور ديگري هست ، مثل كذبهايي كه ميشود ، كه در شرع حد دارد اينها ، ثبوتش بسيار مشكل است . مثلاً در باب زنا [بايد] چهار نفرآدم عادل شهادت بدهد . . .
خداي تبارك و تعالي خواسته است كه اين امور زود كشف نشود . هم حفظ حيثيت اشخاص بشود - ولو به حسب واقع هم گناهكار باشند - و هم حفظ جهات در جامعه بشود . يا اگر اقرار بكند ، يك دفعه اقرارش را اعتنا نكنند ؛ نصيحتش كنند ، به او بگويند اگر اين ثابت بشود تو چه خواهي شد ، تو رَجم خواهي شد ، تو مقتول خواهي شد . بعد مهلت به او بدهند . ثانياً اگر آمد و اقرار كرد ، باز ثانياً توصيه به او بكنند كه نكن ؛ اين كار درست نيست . و اگر در بار چهارم آمد اقرار كرد ، آن وقت اين است كه حد بزند . آن هم حاكم شرع ، مجتهد عادل .
( بيانات امام در دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۱۸۶ ) - ۵۸/۷/۲۰
ارائه دليل شرعي و قانوني
يك جنايتي از قبيل مثلاً فرض بفرماييد زنا ، كه چهار نفر عادل شهادت بدهد كه من ديدم كَالْمِيلِ في المكْحَله . و چه طور ممكن است كه يك همچو امري ثابت بشود . و اگر به اقرار رسيد ، بايد چهار دفعه اقرار بكند . آن هم قاضي موعظهاش بكند كه تو اگر اقرار بكني ، حد جاري ميشود ، شايد اشتباه ميكني .
( بيانات امام در ديدار با روحانيون تجريش ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۳ )-
۵۸/۷/۱۹
رعايت شرايط در شهادت
اينكه يكي آمده ميگويد كه فلان ، فلان كار را كرد ، خوب ، اولاً اين عادل است كه اين را ميگويد ؟ بيست نفر هم بگويند اعتنا نميشود كرد . بايد عادل باشد ، روي موازين شرع عدالت داشته باشد ، تا اينكه از او شهادت قبول بشود . و الّا فرض كنيد ده نفر آدمهاي غير ثابتالعداله [هم بيايند] يكوقت اين است كه شهرت همچو هست . اما يك همچو شهرتي امكان ندارد راجع به اين امور مخفي . اين يك امر مخفي است . اين امور مخفي را يك همچو شهرتي [احتمال] ندارد . راجع به دزدي كه رفته است سرِ گَردنه دزدي كرده آنجا ممكن است يكوقت شهرت پيدا بكند ؛ اما راجع به اين فَحشايي كه بسيار در جاهاي مختلف اين كارها انجام ميگيرد همچو شهرتي حاصل نميشود كه علم پيدا بشود . باقي ميماند شهادت شهود ، يا اقرار خودش . اقرار خودش هم در بسيار از اينها يك دفعه فايده ندارد ، بايد مكرر بشود ، بعد از اينكه نصيحت بشود كه بخواهيم برگردد ، حد جاري نشود حتيالامكان .
( بيانات امام در جمع دادستانها و حكام شرع ، صحيفه نور ، ج ۹ ، ص ۲۸۷ ) - ۵۸/۷/۲۰
قانون اسلام ، قانون برابري
امام فرمود كه در قضا به يك فرد احترام نكنيد ، بايد من و او عليالسواء باشيم . و بعد هم كه قاضي بر ضد حضرت امير حكم كرد ، با روي گشاده قبول كرد . اين حكومتي است كه در مقابل قانون ، همگي عليالسواء حاضرند ، براي اينكه قانون اسلام ، قانون الهي است . و همه در مقابل خداي تبارك و تعالي حاضرند - چه حاكم ، و چه محكوم ، چه پيغمبر و چه امام و چه ساير مردم .
( مصاحبه امام با راديو تلويزيون آلمان غربي ، صحيفه نور ، ج ۱۰ ، ص ۱۶۹ )
۵۸/۸/۱۷
تساوي حتي در نگاه و جلوس
از آداب قضاي اسلامي يكي اين است كه وقتي نگاه هم ميخواهد بكند به طرفين ، يكي را بيشتر نگاه نكند از ديگري ، عليالسّوا باشد . در نشستن جوري نباشد كه يكي بالاتر بنشيند ، يكي پائينتر بنشيند .
( مصاحبه با خبرنگاران مسلمان مقيم انگلستان ، صحيفه نور ، ج ۱۱ ، ص ۲۶ )- ۵۸/۹/۲۶
عدم صدور حكم در حال غضب
قاضي چنانچه در حال غضب باشد ، نبايد حكم بدهد ؛ براي اينكه حكم در حال غضب حكمي است كه از منشا عقلي و شرعي صادر نميشود .
( بيانات امام در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۶ )- ۶۰/۳/۶
محاكمه عادلانه و شرعي
محاكمهها هم بايد محاكمات عادلانه باشد ، بر طبق موازين شرعي باشد .
( بيانات امام در جمع خانواده هاي شهداي فاجعه هفت تير ، صحيفه نور ، ج ۱۵ ، ص۶۶ )- ۶۰/۴/۱۱
اجراي عدالت اسلامي
اجراي عدالت اسلامي در تمام دستگاههاي قضايي و اجرايي در سراسر كشور . و از جمله مهمات رسيدگي سريع به پروندههاي زندانيان و خصوصاً آنانكه جرمشان مادون جرم گروهكهاي مفسدين و ملحدين اغتشاشگر است . رسيدگي به پروندههاي كساني كه به عللي به تعويق افتاده است اولويت دارد .
( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۴۶ )- ۶۰/۱۱/۲۲
اجراي دقيق موازين
قضات محترم شرع ، بايد موازين را با دقت ، با كمال دقت ، موازين را عمل بكنند و - خداي نخواسته - يك وقت بر خلاف موازين اسلامي واقع نشود . مايي كه مدعي هستيم كه جمهوريمان جمهوري اسلامي است ، احكام اسلام بايد در اين جمهوري اجرا بشود . يكي از امور مهم ، قضيه زندانهاست . يكي از امور مهم ، قضيه دادگاههاست ، دادسراهاست ، دادگستريهاست . اگر بنا باشد كه حالا هم - خداي نخواسته - مثل زمان رژيم سابق ، در دادگستريها كارهاي خلاف شرع بشود ، خوب ، ما بايد فاتحه اين جمهوري را بخوانيم . و اين مكرر سفارش شده است كه اگر قوانين نداريد ، بايد بخشنامه كنيد كه تمام قضات بر وفق شرع عمل كنند ، به قوانين سابق اعتنا نكنند .
( بيانات امام در جمع روحانيون كاروانهاي حج ، صحيفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۳ ) - ۶۱/۵/۳۱
برخورد توام با اخلاق انساني
سعي كنند با كمال دقت و مهرباني و قاطعيت با تمام افراد مواجه گردند ، تا مردم از آنان راضي گردند ؛ كه رضايت مردم رضايت خداوند را به دنبال دارد . قضات محترم سعي كنند مردم را بيجهت معطل ننمايند و هرچه زودتر به كار آنان رسيدگي نمايند .
( پيام امام به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ، ج ۱۸ ، ص۲۳۵ ) - 1362/11/22
رعايت قانون در حكم و دستور
قضات وقتي ميتوانند قاضي باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود ، هيچ تقصير و قصوري نكنند ، نه غلو كنند ، نه تقصير بكنند .
( بيانات امام در جمع اعضاي شوراي عالي قضائي ، صحيفه نور ، ج ۱۹ ، ص۴ - ۱۹۳ )-۶۴/۵/۸
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ ساعت توسط
|
راهكارهايي در باب احترام پدر و مادر :