X
تبلیغات
.

.
 
قالب وبلاگ


بازپرس جهت نیل به مقاصد مورد اشاره ناگزیر از اتخاذ تصمیمات و صدور قرارهای مقتضي می باشد از قبیل: ارجاع به امر کارشناسی و اخذ نظریه کارشناس و ... که هر کدام از این تصمیمات می توانند در اثبات اتهام و یا تبرئه متهم راه گشا و مؤثر باشند مجموعه این اقدامات بخشی از قرارهای مقدماتی یا اعدادی است که بازپرس در جهت احراز وضعیت متهم و همچنین توجه اتهام و یا برائت او صادر می نماید.
و از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که قرارهای اعدادی،قرارهایی هستند که در راستای آماده سازی پرونده کیفری گردآوری مناسب تر دلایل و در اختیار داشتن متهم می باشد و رسالت و هدف صدور قرارهای اعدادی در جهت تکمیل تحقیقات است و در مواردی جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی موارد جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از حقوق احتمالی شاکی می باشد.
بعنوان مثال: تمسک به برخی از این قرارها مثل : قرار معاینه یا تحقیقات محلی، پرونده را معد تصمیم گیری در جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی دیگر مثل : قرار تأمین خواسته کیفری و قرار ممنوع الخروج متهم، در جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از تضییع حقوق احتمالی شاکی می باشد.
از جمله قرارهای اعدادی قرارهای تأمین کیفری هستند. چون مقدمات انجام تحقیقات و بازجویی و بررسی دلائل و مدارک طرفین و دادرسی جزایی منصفانه را فراهم می کنند.
انواع قرارهای اعدادی و بررسی ماهیت آن مفصلاً در بخش دوم مورد بحث قرار می گیرد

- قرارهای نهایی
ابتدائاً تعاریفی را که بعضی از مؤلفین از این قرارها ارائه داده اند مورد بررسی قرار می دهیم:
یکی از مؤلفین این چنین اظهار کرده است:
"قرارهای نهایی آنگاه صادر می گردد که بازپرس یا قاضی تحقیق پس از اتهام تحقیقات نسبت به اقدامات معمول و نتایج بدست آمده به داوری می نشیند و سرانجام با صدور قرار مجرمیت نظر خود را مبنی بر وجود دلایل کافی جهت جلب متهم به محاکمه یا قرار منع تعقیب اعلام می دارد
در جایی دیگر ایشان بیان داشته اند که: "قرارهای نهایی آنهایی هستند که با اصدار آنها قاضی تحقیق یادادگاه از رسیدگی به پرونده و ادامه تحقیق فارغ می شود و به عبارت دیگر فراغ از ادامه رسیدگی ملاک تشخیص آنها قرار دارد.
یکی از دیگر از مؤلفین معتقد است:
"ايشان بدون اينكه از قرار نهايي تعريفي كنند معتقدند قاضي پس از اتمام تحقيقات مقدماتي مكلف است نظر خود را نسبت به موضوع پرونده ضمن قرار نهايي اعلام مي كند
در تعریفی دیگر: قرارهای نهایی به قرارهایی اطلاق می شود که مضمون اعلامپایان تحقیقات مقدماتی و اظهار نظر
در خصوص تعقیب یا عدم تعقیب و بزهکاری یا بیگناهی متهم است
در تعریفی دیگر:
"خاتمه تحقیقات مقدماتی موجب فراغ بازپرس که موجب ارجاع پرونده از دادسرا به دادگاه می شود .
به هر حال از مجموع این تعاریف می توان نتیجه گرفت که قرار نهایی به قراری اطلاق می شود که مقام قضایی پس از خاتمه تحقیقات مقدماتی به منظور اظهار نظر نهایی در خصوص اقدامات معمول و مربوط به موضوع پرونده صادر می کند بدون اینکه به ماهیت پرونده وارد گردد.
در زمینه انواع قرارهای نهایی اختلاف نظر وجود دارد. عده ای قرارهای نهایی قاضی تحقیق را اینچنین دسته بندی می کنند: "قرار موقوفی تعقیب، قرار منع تعقیب و قرار مجرمیت و معتقدند که قرار عدم صلاحیت و قرار اناطه چون موجب مختومه شدن پرونده کیفری در دادسرا نمی شود و با وجود این قرارها جریان تحقیقات مقدماتی همچنان ادامه می یابد جزء قرارهای نهایی به شمار نمی آید.

عده ای دیگر معتقدند:
"علاوه بر قرارهای منع تعقیب و مجرمیت که بدون تردید جزء قرارهای نهایی محسوب می شوند قرارهای دیگر از جمله دو قرار عدم صلاحیت و موقوفی تعقیب نیز ممکن است در پایان تحقیقات مقدماتی صادر شوند سپس سؤالی مطرح می کنند مبنی بر اینکه آیا این دو قرار را نیز می توان در زمره قرارهای نهایی به شمار آورد. علت تردید این است که بین این دو قرار و قرارهای نهایی دیگر تفاوتهای وجود دارد. از جمله اینکه قرار موقوفی تعقیب و عدم صلاحیت الزاماً در پایان تحقیقات مقدماتی صادر نمی شوند و ممکن است حسب مورد در همان آغاز تحقیقات یا در جریان آن، مقام قضایی مسئول تحقیق اقدام به اصدار آنها کند.
از سوی دیگر قرارهای نهایی(مانند قرار مجرمیت) حتماً باید مؤخر بر اخذ آخرین دفاع صورت پذیرد ولیکن در قرار موقوفی تعقیب و عدم صلاحیت اخذ آخرین دفاع از متهم غیر ضروری است.
در تعريفي دیگر چنین بیان شده است:
اگر ضابطه تفکیک قرارهای نهایی از تمهیدی توجه شود، قطعاً «فراغ بازپرس» یا مقام مسئول تحقیق، ملاک تفکیک قرار می گیرد که در این صورت هم سه قرار اناطه، عدم
صلاحیت و موقوفی تعقیب و همینطور دو قرار ابداعی مواد 14 (امتناع از رسیدگی) و 177 تبصره 1 (قرار ترک تعقیب) آئین دادرسی کیفری 1378 جزء قرارهای نهایی قرار خواهند گرفت در غیر اینصورت می بایست با عنوان "طواری دادرسی کیفری مطالعه شوند" .
در نظری دیگر این چنین بیان شده است:
قرارهای نهایی عبارتند از:
"1- قرار منع تعقیب
2- قرار موقوفی تعقیب
3- قرار مجرمیت
لذا قرار عدم صلاحیت و اناطه جزو قرارهای نهایی به شمار نمی رود زیرا با اصدار قرار عدم صلاحیت پرونده بدلیل عدم صلاحیت به دادگاه دیگر ارجاع می گردد یا در قرار اناطه رسیدگی به زمان دیگر موکول می شود. پرونده مختومه نمی گردد و تحقیقات مقدماتی همچنان ادامه دارد.
يكي دیگر از مؤلفین در تائید نظر فوق این چنین بیان کرده اند:
"در این مرحله با توجه به اینکه از نظر بازپرس مراحل مختلف تحقیقات مقدماتی پایان یافته است و از همه امکانات و ابزارهای لازم در جهت کشف حقیقت به اندازه کافی استفاده شده است و در واقع آخرین دفاع نیز از متهم گرفته شده و بنابراین نیازی به تحقیقات و بررسی های بیشتری وجود ندارد، علی هذا در این مرحله بازپرس باچنین اظهار نظر نهایی از حیث توجه اتهام به متهم یا عدم آن که در واقع پایان بخش تحقیقات مقدماتی نیز می باشد مبادرت به صدور یکی از قرارهای نهایی تحت عنوان قرار منع تعقیب ، قرار موقوف تعقیب ، مجرمیت می نماید.

در نتیجه گیری در باب انواع قرارهای نهایی با وجود تمام اختلاف نظرها به نظر نگارنده قرارهای منع تعقیب، مجرمیت، موقوفی تعقیب، تعلیق تعقیب، بایگانی پرونده، وترك تعقيب به علت اینکه موجب اتمام تحقیقات و مختومه شدن پرونده می شوند قرارهای نهایی می باشند ولی قرار عدم صلاحیت (33 ق. ت. د.ع.ا) و قرار امتناع از رسیدگی (14 و 46 ق.ا.د.ک) و قرار اناطه (13 ق.آ.د.ک) جزء قرارهای نهایی نیستند چرا که این قرارها موجب مختومه شدن نزد مرجع کیفری نمی شوند. قرار عدم صلاحیت وامتناع از رسيدگي، رسيدگي را به مرجع ديگر ارجاع مي دهند و قرار اناطه، رسیدگی را به زمان دیگر موکول می کند
و این سه قرار نتیجتاً جزو قرارهای نهایی نیستند.
3- تفاوت قرارهای اعدادی با قرارهای نهایی
تفاوتهای قرارهای اعدادی با قرارهای نهایی به شرح ذیل می باشد:
1- قرار های اعدادی ( مقدماتی) در جهت تکمیل تحقيقات مقدماتی، ولی قرارهای نهایی به منزله خاتمه تحقیقات مقدماتی می باشند.
2- قرارهای اعدادی که در راستای گردآوری مناسب تر دلایل و در اختیار داشتن متهم، و آماده سازي پرونده برای صدور رأی در جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم می باشند درحالی که قرارهای نهایی که مقام تحقیق از رسیدگی به تحقیقات فارغ شده و با اتخاذ تصمیم قضایی در خصوص تعقیب یا عدم تعقیب و بزهکاری یا بی گناهی متهم، موجب ارجاع پرونده از دادسرا به دادگاه می شود.
هدف و رسالت قرارهای اعدادی در برخی موارد مثل قرار معاینه یا تحقیقات محلی، پرونده را معد برای احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی موارد مثل قرار تأمین خواسته کیفری و قرار ممنوع الخروج متهم، درجهت حفظ منافع شاکی وجلوگیری از تضییع حقوق احتمالی شاکی 1- می باشد. درحالی که در قرارهای نهایی هدف آن مشخص شدن سرنوشت پرونده در پروسه تحقیقات مقدماتی در دادسرا برای ارجاع به دادگاه و اصدار تصمیم قضایی حسب مورد در جهت آزادی متهم و منع تعقیب یا در جهت بزهکاری و مجرمیت اوست.
4.قرارهای تأمین و قرارهای نهایی چون متوقف بر اراده مقنن در نوع و ماهیت،و محدود به موارد منصوص در ق.آ.د.ک و قوانین دیگر می باشند بنابراین قرارهای مذکور جنبه حصری داشته و نمی توان از آنها تخطی کردو قرارهای نهایی عبارتند : 1-قرار موقوفی تعقیب (ماده 6 و 95 ق.آ.د.ک.) ؛ 2-قرار منع تعقیب(بند الف ماده 177 ق.آ.د.ک. و بند ک ماده 3 ق.ت.د.ع.ا.)؛ 3-قرار مجرمیت( بند ك ماده 3 ق.ت.د.ع.ا)؛ 4-قرار تعلیق تعقیب (ماده 22 ق.ا.پ.ق.د.)؛ 5-قرار بایگانی پرونده( در قوانین خاص از جمله م. 22 ق. تشکیل شرکت پست ج.ا.ا. مصوب 2/8/66) 6- قرارترك تعقيب(تبصره1ماده177ق.ا.د.ك) لکن قرارهای اعدادی نظیر قرار تحقیقات محلی، قرار معاینه محلی، و... جنبه تمثیلی دارند که می توان از مواد ق.آ.د.ک. و اصول حقوقی و رويه قضایی استنباط نمود.

4- قرارهاي موقت (جنبي يا فرعي)
قرار هاي موقت، قرارهايي مي باشند كه در طواري دادرسي و تحقيقات صادر مي شود با ماهيتي كاملا مجزا از قرارهاي اعدادي و نهايي. اين قرارها اصولاً موجب خروج پرونده به شعبه ديگر مي شوند ولي موجب مختومه شدن پرونده و خروج از چرخه دادرسي نمي گردند. قراهاي موقت عبارتند از:
1- قرار عدم صلاحيت (ماده 33 ق. ا. ت. د. ع. ا) 2- قرار امتناع از رسيدگي (مادتين 14 و 46 ق.ا.د.ك) 3- قرار اناطه (ماده 13 ق.ا.د.ك)




يكي از حقوق دانان اين قرار ها را جزء طواري دادرسي مي داند.
طواري جمع طاري يا طاريه از جمله به معناي «ناگاه در آينده، ناگاه روي داده،‌ عارض،‌ گذرنده آمده است و طواري دادرسي را يكي از حقوق دانان چنين تعريف كرده اند:
"طواري دادرسي به پديده هايي گفته مي شود كه، معمولاً، بي آنكه انتظار آن رود،‌ در ارتباط با دادرسي و در جريان آن ممكن است بروز نمايد و معمولاً‌ صدور رأي قاطع در دعوي موكول به تصميم گيري نسبت به آنها مي شود
نگارنده با اين نظر موافق مي باشد واين قرار هادر دسته سومي با نام قرارهاي موقت قرار مي دهد. قرار عدم صلاحيت و قرار امتناع از رسيدگي،‌ پرونده را به طور دائمي و قرار اناطه به طور موقت پرونده را از شعبه خارج مي كنند. لازم به ذكر است اين سه قرار جزء قرار هاي نهايي نيستند چون موجب مختوم شدن پرونده نمي شوند و جزء قرارهاي اعدادي نيز نيستند چراكه قرارهاي اعدادي پرونده را معدّ و آماده صدور رأي مي كنند و در جهت تكميل تحقيقات در جهت احراز بزهكاري يا بي گناهي متهم مي باشند كه قرارهاي موقت داراي اين ويژگيهاي قرارهاي اعدادي نيستند .

 

[ 89/06/13 ] [ ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

راهكارهايي در باب احترام پدر و مادر :
1- با انها نيكو سخن بگوييد
2- اگر آنها را ناراحت كرده‌ايد،بكوشيد تا خوشحالشان كنيد.
3- در نيكي كردن به پدر مادر ،خوب و بد بودن آنها را ملاحظه نكنيد،(حتي بايد به والدين غير مؤمن نيكي كرد)
4- اگر امر به حرامي كردند ،اطاعت نكنيد اما حق بدرفتاري با انان را نداريد.
5- لازم است بعد از درگذشت آنها نيز به ايشان احساس كنيد:
الف- بر ايشان نماز بخوانيد
ب- برايشان استغفار نكنيد
ج- برايشان استغفار كنيد
6- پس از مرگ آنان ،تعهدات و بدهيهايشان را ادا كنيد
7- دوستان آنها را نيز اكرام كنيد
8-پيش از آن كه چيزي از شما بخواهند، حاجتشان را برآوريد.
9- در حضورشان با احترام بنشينيد
10- صداي خود را از صداي آنها بلندتر نكنيد
11- در چشمانشان خيره نشويد
12- با دست و چشم به آنها اشاره نكنيد
13-آنها را به اسم صدا نزيند
14-جلوتر از ايشان راه نرويد( مگر آنكه ضرورتي داشته باشد)
15- قبل از ايشان ننشينيد
16- اگر عصباني شدند، نسبت به آنان خشوع كنيد
17-در همه حال از انها تشكر كنيد
18- مراقب باشيد، هيچ گاه به ايشان دشنام ندهيد
19- بكوشيد تا هرگز آنها را خشمگين نسازيد
20- در حد ممكن ،دربرآوردن نيازها و تأمين هزينة انان بكوشيد
21- هر قدر مي‌توانيد نسبت به ايشان نيكي كنيد
22- هرگز در مقابل ايشان تكبر نكنيد
23- در خواستهايشان را براورده سازيد(هر چند به آن نياز نداشته باشند)
24- چنانچه در حق شما بدي كردند ؛ در مقابل ،برايشان استغفار و طلب خير نكنيد.
25-در مجالس، بالاتر از ايشان ننشينيد
26- اگر از شما خواستند پيش آنان بمانيد، در حد امكان از ايشان جدا نشويد
27- در احسان به والدين ،جانب ماد ر را بيشتر مراعات كنيد.
28-به وصيت‌هايشان عمل كنيد
29- بدهي‌هاي انان را ادا كنيد ( در صورت توانايي)
30- اگر بين امر و نهي والدين تعارضي بوده اگر ممكن است ،رضايت هر دو را جلب كنيد و گرنه، جانب مادر را ترجيح دهيد
31- اگر شما را به خوردن غذاي شهبه ناك امر كردند اطاعات كنيد
32- اگر در وقت نماز شما را به كاري امر كردند ،نماز را به تأخير انداخته و فرمان آنان را اطاعت كنيد.
33- از آزار ديگران نسبت به والدين جلوگيري كنيد
34- پيش از آنان شروع به خوردن غذا كنيد
35- در مجالس ، روي خود را از آنها برنگردانيد.
36- كاري نكنيد كه ديگران به پدر و مادر شما بد بگويند
37- در وقت ورودشان از جا برخيزيد
38- مراقب سلامتي آنان باشيد و اگر نياز به پزشك و... دارند کمک کنید
39- هرگز براي آنان آرزوي مرگ نكنيد
40- از آنان بخواهيد تا در حق شما دعا كنند( دعاي پدر مادردر مورد فرزندان مستجاب است انشاء الله)
41- غيبت آنان را روا مداريد و نگذاريد ديگران از انها غيبت كنند
42-صفات نيك ايشان را در حضور و غيابشان يادآور شويد
43- ابراز محبت خود را نسبت به آنها آشكار كنيد.
44- هر چه مي‌توانيد در برابر شان تواضع كنيد
45- از ايشان تقاضايي نكنيد كه موجب شرمندگيشان شود.
46- بديهايشان را فراموش كنيد و تكرار نكنيد
47- نيكي به پدر و مادر را به بهانة اين كه انان هنوز جوان هستند ترك نكنيد
48- لزوم احترام ايشان را به اعضاي ديگر خانواده گوشزد كنيد
49-در حد امكان ،زمينة تفريح ،گردش و زيارت را بر ايشان فراهم اوريد.
50- نقاط ضعف آنان را براي ديگران بازگو نكنيد.
..................................................
کلمات قصار از مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام.
1-بزرگ ترين نادانى ، نادانى انسان در كار نفس خودش است .

2- بزرگ ترين دانش ، خود شناسى است .

3- برترين خرد، شناسايى آدمى به نفس خود است ؛ پس هر كه خود را شناخت باخرد است ، و آنكه خود را نشناخت گمراه است .

4- زيرك كسى است كه خود را شناخت و كارهايش را خالص گردانيد.

5- عارف كسى است كه نفس خود را شناخت و آن را آزاد كرد و از هر چه كه دورش مى كند پاك گردانيد.

۶- معرفت نفس نافع ترين دو معرفت است (معرفت آفاق و معرفت انفس ، سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى انفسهم .

7- در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى جويد و خودش را گم كرده و نمى جويد!

8- غايت معرفت اين است كه آدمى خود را بشناسد.

9- كسى كه از خود آگاهى ندارد، چگونه از ديگرى آگاهى مى يابد؟ 10 آنكه خود را شناخت ، به نهايت هر آگاهى و دانش رسيد

11- هر كه نفس خود را شناخت با آن مجاهده مى كند، و آنكه نشناخت آن را مهمل مى گذارد. 12

- خود شناسى ، سودمندترين شناسايى هاست .

13- آن كس كه به خود شناسى دست يافت به رستگارى بزرگ رسيده است . هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .

14- هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .

15- در شگفتم از كسى كه جاهل به خود است ، چگونه مى خواهد عارف به ربش شود

...................................................
جواب سلام را با عليک بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را به صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتکار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوت را با التفات،
جواب يکرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص،
جواب بي ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق را باعشق
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار،
مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ،
يک جايي به تو باز مي گردد
....................................................
انتظار یعنی : انتظار یعنی با ادب بودن.

انتظار یعنی کـنترل زبـان.

انتظار یعنی راستگو بودن.

انتظار یعنی نماز اول وقت.

انتظار یعنی ایـمان داشتن.

انتظار یعنی بخشنده بودن.

انتظار یعنی بدگویی نکردن.

انتظار یعنی امانت دار بودن.

انتظار یعنی احترام گذاشتن.

انتظار یعنی تهمت ناروا نزدن.

انتظار یعنی امر بـه خـوبی ها.

انتظار یعنی تقسیم مال با فقرا.

انتظار یعنی همنوای قرآن بودن.

انتظار یعنی قلب مهربان داشتن.

انتظار یعنی صبر در هنگام خشم.

انتظار یعنی همیشه با خـدا بـودن.

انتظار یعنی در راه خدا جـهاد کردن.

انتظار یعنی چشم از نامـحرم بستن.

انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

انتظار یعنی نـهی نمـودن از زشتـی ها.

انتظار یعنی دیگران را تحقیر و کوچک نکردن.

انتظار یعنی مثل علی و فاطمه زندگی کردن.

انتظار یعنی ...
.......................................................
۱- سوره ای كه به معنی به زانو درآمدن مردم در روز قیامت است ؟ جاثیه

2- سوره ای كه یكی از علامات قیامت كبری است ؟ دخان

3- سوره ای كه نام دیگر جنگ خندق است ؟ أحزاب

4- سوره ای كه ملكه بلقیس اهل آن سرزمین بود ؟ سبأ

5- سوره ای كه در آن درباره ماهیت ذات پاك خداوند اشاره ای شده است ؟ نور

6- سوره ای كه در آن به یكی از حیوانات وحی شده است ؟ نحل

7- سوره ای كه پیامبر خواندن آن را به زنان توصیه فرموده است ؟ نور

8- سوره ای كه به نام موجودات زنده نامرئی نام گذاری شده است ؟ جن

9- سوره ای كه نامی از نام های خداست ؟ الرحمن

10- سوره ای كه با نام یكی از صفات خدا نام گذاری شده است ؟ حمد

11- سوره ای كه با نام یكی از فروع دین نام گذاری شده است ؟ حج

12- سوره ای كه به نام یكی از میوه ها نام گذاری شده است ؟ تین

13- سوره ای كه با نام یكی از فلزات نام گذاری شده است ؟ حدید

14- سوره ای كه دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد؟ نمل

15- سوره ای كه مادر سوره های قرآن است ؟ الفاتحه

16- سوره ای كه عروس سوره های قرآن است ؟ الرحمن

17- سوره ای كه أحسن القصص (بهترین قصه ها) است ؟ یوسف

18- سوره ای كه تنها سوره به نام زن است ؟ مریم

19- سوره ای كه قلب قرآن است ؟ یس

20- سوره ای كه محل ملاقات موسی با خدا بود ؟ طور

21- سوره ای كه در تمام آیه هایش لفظ جلاله «الله» وجود دارد ؟ مجادله

22- سوره ای كه نام دیگرش إسراء می باشد ؟ بنی اسرائیل

23- سوره ای كه كوچكترین سوره قرآن است ؟ كوثر

24- سوره ای كه اولین سوره نازل شده است؟ سوره علق

25- سوره ای كه «آیة الكرسی» در آن سوره می باشد ؟ بقره

26- سوره ای كه تمام آیات آن با حرف « سین» پایان می پذیرد ؟ ناس

27- سوره ای كه قرآن كریم در آن ، به دو نصف تقسیم می گردد ؟كهف

28- سوره ای كه با نام دو پیامبر پایان می یابد ؟ أعلى

29- سوره ای كه فضیلت آن برابر با ثلث قرآن است كدام است ؟ إخلاص

30- سوره ای كه برای تلاوت كننده اش شفاعت می كند كدام است ؟ ألمُلك
.......................................................................
چهل گناه زبان


1.خبري را ندانسته گفتن
2.عيب جويي از ديگران
3.مسخره کردن
4.تهمت زدن
5.فاش کردن اسرار مردم
6.رنجاندن مومن
7.سرزنش بيجا
8.دروغ گفتن
9.وعده دروغ
10.قسم دروغ
11.شهادت ناحق
12.تحريف مسائل ديني
13.حکم ناحق
14.لعنت کردن مردم
15.طعنه زدن
16.دل شکستن
17.امر به منکر
18.نهي از معروف
19.بد خلقي
20.تصديق کفر و شرک
21.غيبت کردن
22.شايعه پراکني
23.به نام بد صدا زدن
24.تملق و چاپلوسي
25.با مکر و حيله سخن گفتن
26.مزاح زياد
27.زخم زبان زدن
28.آبرو ريزي
29.کبر در گفتار
30.اداي صداي کسي را درآوردن
31.بدعت در دين
32.اظهار بخل و حسد
33.بد زباني در معاشرت
34.خشونت در گفتار
35.فحش و ناسزا گفتن
36.سخن چيني کردن
37.نااميد کردن
38.شوخي با نامحرم
39.ريا در گفتار
40.فرياد زدن بيجا
....................................
هرکس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌دارد
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری؟
گویم که سری دارم، درباخته در پایی

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی

زنهار نمی‌خواهم کز قتل امانم ده
تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد، از دوست تمنایی
...........................................
بسيار سفر بايد، تا پخته شود خامي
صوفي نشود صافي، تا در نکشد جامي

گر پير مناجاتست، ور رند خرابتي است
هر کس قلمي رفتست، بر وي به سرانجامي

فردا که خلايق را، ديوان جزا باشد
هر کس عملي دارد، من گوش به انعامي

اي بلبل اگر نالي، من با تو هم آوازم
تو عشق گلي داري، من عشق گلندامي

سروي به لب جويي، گويند چه خوش باشد
آنان که نديدستند، سروي به لب بامي

روزي تن من بيني، قربان سر کويش
وين عيد نمي باشد، الا به هر ايامي

اي در دل ريش من، مهرت چو روان در تن
آخر ز دعا گويي، ياد آر به دشنامي

باشد که تو خود روزي، از ما خبري پرسي
ور نه که برد هيهات، از ما به تو پيغامي؟

گر چه شب مشتاقان، تاريک بود اما
نوميد نبايد بود، از روشني بامي

سعدي به لب دريا، دردانه کجا يابي؟
در کام نهنگان رو، گر مي طلبي کامي
............................................
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی




چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی


نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی




دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی


نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی




برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی


دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی




چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی


گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
لینک دوستان
امکانات وب

طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا