X
تبلیغات
.

.
 
قالب وبلاگ
ضوابط ارتقاي گروه شغلي و تغيير مقام قضات

ماده 1- تغيير مقام و ارتقاي گروه شغلي قضات با در نظر گرفتن ميزان تجربه آنان در امور قضايي، تحصيلات، فعاليت‌هاي پژوهشي و تحقيقاتي، ارزشيابي و توانايي آنان در انجام امور محوله به شرح مواد آتي تعيين مي‌گردد.

ماده 2- ارتقاي گروه شغلي و تعيين سمت قضات، مستلزم داشتن سنوات قضايي و رعايت مراتب سمت‌هاي قضايي به شرح زير است:
1- موارد زير جزء سنوات قضايي محسوب مي‌شود:
الف) مدتي كه دارنده پايه قضايي، مستقيماً به امر قضا در مراجع قضايي اشتغال داشته و يا به‌عنوان مدير واحد قضايي يا ستادي قوه قضاييه و سازمان‌هاي وابسته به آن و يا در وزارت دادگستري فعاليت داشته است.
ب) سنوات دوره نمايندگي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و اعضاي شوراي نگهبان كه داراي پايه قضايي باشند.
ج) مدت فعاليت كساني كه قبل از انتقال به قوه قضاييه در سازمان قضايي نيروهاي مسلح با ابلاغ رئيس قوه قضاييه به‌عنوان قاضي اشتغال به‌كار داشته‌اند.
د) مدت كارآموزي قضايي برابر با آيين‌نامه كارآموزي.
ه) مدت زمان حضور قضات در جبهه و همچنين مدت اسارت آنان مشروط به اينكه قبل از اعزام به جبهه يا اسارت داراي پايه قضايي بوده باشند.
تبصره- انفصال موقت و مرخصي‌هاي بدون حقوق و استعلاجي بيش از 6 ماه در سال و نيز مأموريت‌هاي تحصيلي تمام وقت و مأموريت‌هاي تمام وقت به خارج از قوه قضاييه و سازمان‌هاي تابعه جزء سوابق خدمت قضايي لحاظ نخواهد شد.
2- سنوات قضايي و ميزان تأثير اشتغال در سمت‌هاي قضايي قبلي جهت ارتقاء به گروه يا سمت بالاتر و همچنين سنوات غيرقضايي مطابق دستورالعمل مصوب رئيس قوه قضاييه محاسبه خواهد شد.

ماده 3- شرايط ارتقاي پايه قضايي به شرح زير است:
1- داشتن سنوات قضايي لازم كه ميزان آن سه سال براي ارتقاي هر پايه قضايي است، مگر اينكه شروع اشتغال به كار قضايي در تهران باشد كه ارتقاي اولين پايه مستلزم سپري شدن دو سال خدمت قضايي است.
2- ارتقاي سطح دانش و اطلاعات قضايي متناسب با پايه مورد درخواست.
3- عملكرد مناسب و رعايت شئون قضايي.
تبصره- محكوميت‌هاي انتظامي مطابق مقررات مربوط، موجب تأخير در ترفيع پايه قضايي است.

ماده 4- ترفيع پايه قضايي با رعايت مقررات زير موكول به بررسي و اعلام نظر دادگاه عالي انتظامي قضات و تصويب رئيس قوه قضاييه مي‌باشد:
1- ترفيع پايه قضايي بايد تا اول شهريور ماه هر سال از ناحيه دارنده پايه قضايي درخواست و يا توسط مقام قضايي مافوق پيشنهاد و حسب مورد تحويل مقامات مافوق شود. مقامات مذكور پس از اعلام نظر، پيشنهاد يا درخواست ترفيع را حداكثر تا پايان شهريور ماه همان سال به دادگاه عالي انتظامي قضات ارسال خواهند داشت.
2- دادگاه عالي انتظامي قضات موظف است سوابق و نحوه عملكرد قاضي را از دادسراي انتظامي قضات استعلام نمايد.

ماده 5- تعيين ضوابط ارزشيابي قضات مطابق آيين نامه نظارت و ارزيابي دادستاني انتظامي قضات مصوب رئيس قوه قضاييه خواهد بود.

ماده 6- ضوابط مربوط به تحصيلات و سوابق علمي و پژوهشي و نحوه محاسبه امتيازات آن مطابق دستورالعمل مصوب رئيس قوه قضاييه است.

ماده 7- ضوابط مربوط به ارتقاي گروه‌هاي شغلي و تعيين سمت قضايي بر اساس دستور‌العمل جداگانه به تصويب رئيس قوه قضاييه خواهد رسيد.
تبصره 1- قضاتي كه بدون داشتن پايه و سنوات خدمت لازم و بنا به ضرورت در سمت بالاتر منصوب مي‌شوند، مادامي‌كه در آن سمت فعاليت داشته باشند، فقط از مابه‌التفاوت حقوق و مزاياي سمت مورد تصدي، بدون اعطاي گروه شغلي استفاده خواهند كرد.
افزايش حقوق و مزايا ناشي از ارتقاء گروه بعدي (اعم از توقف يا تغيير سمت) تا استهلاك كامل از مابه‌التفاوت مذكور كسر خواهد شد.
تبصره 2- چنانچه تغيير مقام يا نقل و انتقال و جابجايي محل خدمت قاضي به لحاظ ضرورت و مصلحت دستگاه قضايي مستلزم كاهش گروه شغلي باشد، با تصميم كميسيون نقل و انتقال و موافقت رئيس قوه قضاييه، دارنده پايه قضايي از گروه شغلي سمت قبلي برخوردار خواهد شد.
تبصره 3- قضاتي كه تا زمان تصويب و اجراي اين آيين‌نامه در گروه‌هاي بالاتري قرار دارند، مادامي كه متصدي سمت فعلي هستند، در گروه فعلي خواهند ماند.

فصل دوم

گروه‌هاي شغلي
ماده8 ـ گروه شغلي قضات به موجب تبصره‌هاي 2 و 5 ماده 14 قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب 13 / 6 / 1370 و تبصره 1 ماده 117 قانون مديريت خدمات كشوري مصوب سال 1386 بشرح زير اعلام مي‌گردد:

1ـ پايه چهار قضايي ـ گروه يك (عدد مبناء 80)
‌ـ كارآموز قضايي ضمن تحصيل
‌ـ كارآموز قضايي
‌تبصره ـ حقوق كارآموزان قضايي مستنداً به ماده 5 قانون استخدام قضات و شرايط كارآموزي مصوب سال 1347 براساس حقوق مبناي گروه شغلي يك جدول قضات به علاوه حق جذب و فوق العاده شغل قضايي پرداخت مي‌گردد.
ـ پايه چهار قضايي ـ گروه يك (سابقه قضايي تا 3 سال ـ عدد مبنا 90)
- مشاور قضايي دادسراي عمومي و انقلاب در امور محجورين (اداره سرپرستي)
‌ـ مشاور قضايي دادگاه عمومي (وي‍ژه رسيدگي به دعاوي خانواده و دادگاه اطفال)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب
‌ـ قاضي شوراي حل اختلاف

2ـ پايه پنج قضايي ـ گروه دو (سابقه قضايي تا 3 سال ـ عدد مبنا 100)
‌ـ مشاور قضايي دادسراي عمومي و انقلاب در امور محجورين (اداره سرپرستي)
‌ـ مشاور قضايي دادگاه عمومي (وي‍ژه رسيدگي به دعاوي خانواده و دادگاه اطفال)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب
‌ـ قاضي شوراي حل اختلاف

3ـ پايه شش قضايي ـ گروه سه (سابقه قضايي 3 تا 6 سال ـ عدد مبنا 110 )
‌ـ مشاور قضايي دادسراي عمومي و انقلاب در امور محجورين (اداره سرپرستي)
‌ـ مشاور قضايي دادگاه عمومي (ويژه رسيدگي به دعاوي خانواده و دادگاه اطفال)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ قاضي شوراي حل اختلاف
‌ـ مشاور قضايي دادگاه‌هاي نظامي

4ـ پايه هفت قضايي ـ گروه چهار (سابقه قضايي 6 تا 9 سال ـ عدد مبنا 120)
‌ـ مشاور قضايي دادسراي عمومي و انقلاب در امور محجورين (اداره سرپرستي)
‌ـ مشاور قضايي دادگاه عمومي (ويژه رسيدگي به دعاوي خانواده و دادگاه اطفال)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ قاضي شوراي حل اختلاف
‌ـ مشاور قضايي دادگاه‌هاي نظامي

5 ـ پايه هشت قضايي ـ گروه پنج (سابقه قضايي 9 الي 12 سال ـ عدد مبنا 130)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ مشاور قضايي دادگاه عمومي (وي‍‍ژه رسيدگي به دعاوي خانواده و دادگاه اطفال)
‌ـ بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ رئيس شعبه دادگاه عمومي و انقلاب و رئيس شعبه دادگاه نظامي دو
‌ـ معاون دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ معاون رئيس دادگاه عمومي بخش
‌ـ مشاور قضايي دادگاه‌هاي نظامي

6 ـ پايه نه قضايي ـ گروه شش (سابقه قضايي 12 الي 15 سال ـ عدد مبنا 140)
‌ـ داديار دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه عمومي و انقلاب و دادگاه نظامي
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه نظامي يك
‌ـ معاون دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ رئيس شعبه دادگاه عمومي و انقلاب و رئيس شعبه دادگاه نظامي دو
‌ـ معاون قضايي رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب
‌ـ معاون قضايي رئيس دادگستري شهرستان و معاون قضايي سرپرست مجتمع قضايي
‌ـ مشاور قضايي دادگاه‌هاي نظامي
‌ـ بازرس قضايي
‌ـ رئيس حوزه قضايي بخش

7ـ پايه ده قضايي ـ گروه هفت (سابقه قضايي 15 الي 18 سال ـ عدد مبناء 150)
‌ـ دادرس علي‌البدل دادگاه نظامي يك
‌ـ رئيس شعبه دادگاه عمومي و انقلاب و رئيس شعبه دادگاه نظامي دو
‌ـ بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ معاون دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ معاون قضايي رئيس دادگستري شهرستان و معاون قضايي سرپرست مجتمع قضايي
‌ـ رئيس دادگستري شهرستان
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب و دادستان نظامي
‌ـ معاون قضايي رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب
‌ـ رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب
‌ـ مستشار و دادرس علي‌البدل دادگاه تجديدنظر و دادگاه كيفري استان
‌ـ معاون رئيس شعبه اول دادگاه عمومي و انقلاب مركز استان و سرپرست مجتمع قضايي
‌ـ بازرس قضايي
‌ـ مستشار قضايي
‌ـ دادرس علي‌البدل ديوان عدالت اداري

8 ـ پايه يازده قضايي ـ گروه هشت (سابقه قضايي 18 الي 21 سال ـ عدد مبنا 160)
‌ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان
‌ـ رئيس شعبه دادگاه تجديدنظر و كيفري استان و رئيس شعبه دادگاه نظامي يك
‌ـ مستشار و دادرس علي البدل دادگاه تجديدنظر و كيفري استان
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب و دادستان نظامي
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان
‌ـ معاون قضايي رئيس كل دادگستري استان
‌ـ معاون دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
ـ رئيس دادگستري شهرستان
‌ـ معاون ‌رئيس‌ شعبه ‌اول ‌دادگاه ‌عمومي ‌و انقلاب شهرستان ‌مركز استان و سرپرست‌ مجتمع ‌قضايي
‌ـ رئيس شعبه اول دادگاه عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان
‌ـ رئيس شعبه اول دادگاه انقلاب
‌ـ رئيس شعبه دادگاه عمومي و انقلاب و رئيس دادگاه نظامي دو
‌ـ بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب و نظامي
‌ـ بازرس قضايي
‌ـ مستشار قضايي
‌ـ مستشار ديوان عدالت اداري
‌تبصره ـ بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب تهران ويژه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت و معاونين قضايي دادستان تهران از مزاياي يك گروه شغلي بالاتر استفاده مي‌كنند.

9ـ گروه نه (سابقه قضايي 21 الي 24 سال ـ عدد مبنا 170)
‌ـ داديار دادسراي ديوان‌عالي كشور
‌ـ داديار دادسراي انتظامي قضات
‌ـ رئيس شعبه ديوان عدالت اداري
‌ـ قائم مقام رئيس كل دادگستري استان
‌ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان
‌ـ رئيس شعبه دادگاه تجديدنظر، كيفري استان و نظامي يك
‌ـ رئيس شعبه اول دادگاه عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان
ـ معاون قضايي رئيس كل دادگستري استان
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب و دادستان نظامي
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب شهرستان مركز استان
‌ـ مستشار و دادرس علي البدل دادگاه تجديدنظر، كيفري استان و نظامي يك
‌ـ مستشار قضايي
‌ـ بازرس قضايي با عنوان مدير كل بازرسي و حكم رئيس قوه قضاييه
‌تبصره ـ ارتقاء به گروه‌هاي شغلي 9 و بالاتر، علاوه بر داشتن شرايط لازم، مستلزم داشتن پايه قضايي يازده مي‌باشد.

10ـ گروه ده (سابقه قضايي 24 الي 27 سال ـ عدد مبنا 180)
‌ـ داديار دادسراي ديوان‌عالي كشور
‌ـ داديار دادسراي انتظامي قضات
‌ـ عضو معاون ديوان عالي كشور
‌ـ عضو علي البدل دادگاه عالي انتظامي قضات
‌ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان
‌ـ رئيس شعبه دادگاه تجديدنظر، كيفري استان و نظامي يك
‌ـ رئيس شعبه تشخيص و تجديدنظر ديوان عدالت اداري
‌ـ معاون قضايي دادستان كل كشور
‌ـ معاون قضايي ديوان عدالت اداري
‌ـ قائم مقام و معاون قضايي سازمان قضايي نيروهاي مسلح
‌ـ معاون قضايي دادسراي انتظامي قضات
‌ـ رئيس كل دادگستري استان
‌ـ دادستان عمومي و انقلاب تهران
‌ـ بازرس قضايي با عنوان معاون سازمان بازرسي كل كشور و حكم رئيس قوه قضاييه

11ـ گروه يازده (سابقه قضايي 27 الي 30 سال ـ عدد مبنا 190)
‌ـ معاون اول رئيس قوه قضاييه
‌ـ معاون قضايي رئيس قوه قضاييه
‌ـ رئيس دادگاه عالي انتظامي قضات
‌ـ رئيس سازمان بازرسي كل كشور
‌ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح
‌ـ رئيس ديوان عدالت اداري
‌ـ معاون قضايي رئيس ديوان عالي كشور
‌ـ رئيس شعبه ديوان‌عالي كشور
‌ـ معاون اول دادستان كل كشور
‌ـ دادستان انتظامي قضات
‌ـ مستشار ديوان عالي كشور
‌ـ مشاور رئيس قوه قضاييه
‌ـ رئيس شعبه و عضو اصلي دادگاه عالي انتظامي قضات

12ـ گروه دوازده (عدد مبنا 200)
‌ـ رئيس ديوان‌عالي كشور
‌ـ دادستان كل كشور
تبصره ـ رئيس قوه قضاييه در بالاترين گروه شغلي قضايي قرار دارد.

ماده 9ـ دارندگان سمت‌هاي قضايي در صورت توقف بيش از سه سال در هر گروه، چنانچه واجد شرايط ارتقاء به گروه بالاتر باشند، حسب‌مورد با پيشنهاد رئيس كل دادگستري استان يا رئيس سازمان يا مقامات مربوط و تصويب رئيس قوه قضاييه از گروه بالاتر، حداكثر تا گروه شغلي 11 برخوردار مي‌شوند. همچنين، قضات گروه شغلي 11‌، در صورت سه سال توقف و دارا بودن شرائط فوق از مزاياي گروه 12 بهره‌مند خواهد شد.
‌تبصره1ـ سابقه توقف در صورت عدم تغيير گروه شغلي دارندگان پايه قضايي از 15/ 9 / 1386 ‌محاسبه خواهد شد.
‌تبصره2ـ قضاتي كه در اجراي ماده 10 آيين‌نامه مورخ 11 / 9 / 1387 از مزاياي گروه بالاتر برخوردار شده‌اند، مادامي كه سمت آنان تغيير نكرده است از مزاياي مذكور استفاده خواهند كرد.
‌تبصره3ـ قضاتي كه به درجه رفيع شهادت نائل آمده‌اند و همچنين قضاتي كه از حالت اشتغال استفاده مي‌كنند و قضات مفقودالاثر جنگ تحميلي، هر سه سال يك بار از گروه بالاتر و حداكثر تا گروه شغلي 11 برخوردار خواهند شد.

‌ماده10ـ در صورت نياز قوه قضاييه به ادامه خدمت قضات واجد شرايط بازنشستگي و اعلام تمايل قضات مذكور، با پيشنهاد كميسيون نقل و انتقال قضات و موافقت رئيس قوه قضاييه در قبال تعهد خدمت به ازاء هر 3 سال يكبار مازاد بر 30 سال خدمت، حقوق و مزاياي يك گروه شغلي و حداكثر مزاياي دو گروه شغلي به آنان اعطاء خواهد شد.

ماده11ـ دراجراي تبصره 1 ماده 117 قانون مديريت خدمات‌كشوري مصوب سال 1386 عدد مبناي گروه قضات به ترتيب به ‌ازاي هر گروه بالاتر10واحد به عدد مبناي گروه ‌قبلي اضافه مي‌گردد.

ماده12ـ مزاياي ايثارگري علاوه بر احتساب سطح تحصيلي بالاتر به واجدين شرايط، مطابق دستورالعمل نحوه امتيازات ايثارگري و جدول مربوطه تا ده واحد عدد مبنا و تا سقف مزاياي گروه 12 قابل اعمال و پرداخت است.
‌تبصره ـ به قضاتي كه در حين يا به سبب انجام وظيفه مورد سوء قصد قرار گيرند و كشته شوند يا دچار نقص عضو گردند يك گروه شغلي اعطاء خواهد شد.

ماده13ـ به قضات شاغل در نقاط محروم مزاياي تا ميانگين يك گروه شغلي و تا سقف گروه 12 پرداخت خواهد شد.
تبصره 1- به قضات شاغل در نقاط مرزي و كمترتوسعه يافته درجه 3 حسب مورد به ترتيب معادل 50 و 25 درصد ميانگين مزاياي يك گروه شغلي پرداخت خواهد شد.
فهرست حوزه‌هاي قضايي مذكور مطابق جدولي خواهد بود كه به تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد رسيد.
تبصره2ـ عدد حاصل‌شده مطابق جدول بالا در حق جذب منظور نخواهد شد.

ماده 14ـ مقررات اين آيين‌نامه صرفاً شامل دارندگان پايه‌هاي قضايي مي‌باشد.

ماده 15ـ مشاغل قضايي كه در اين آيين‌نامه پيش‌بيني‌نشده و يا بعداً ايجاد مي‌شود با در نظر گرفتن جهات مندرج در اين آيين‌نامه به پيشنهاد وزير دادگستري و تصويب رئيس قوه قضاييه در يكي از گروه‌هاي شغلي قرار خواهند گرفت.
‌تبصره ـ اختيارات رئيس قوه قضاييه در جذب، استخدام، تغيير سمت و محل خدمت و ارتقاء مقام و گروه شغلي قضات بر كليه مقررات اين آيين‌نامه حاكم است.

ماده16ـ اين آيين‌نامه با 16 ماده و 16 تبصره به پيشنهاد وزير دادگستري در تاريخ 19 / 2 / 1389 به تصويب رئيس قوه قضاييه رسيد و از تاريخ 1 / 1 / 1389 قابل اجرا بوده و مزاياي اين اصلاحيه قابليت تسري به تاريخ 15 / 9 / 1386 و ماقبل آن را ندارد و آيين‌نامه‌هاي مغاير لغو مي‌شود.

[ 89/09/29 ] [ ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

راهكارهايي در باب احترام پدر و مادر :
1- با انها نيكو سخن بگوييد
2- اگر آنها را ناراحت كرده‌ايد،بكوشيد تا خوشحالشان كنيد.
3- در نيكي كردن به پدر مادر ،خوب و بد بودن آنها را ملاحظه نكنيد،(حتي بايد به والدين غير مؤمن نيكي كرد)
4- اگر امر به حرامي كردند ،اطاعت نكنيد اما حق بدرفتاري با انان را نداريد.
5- لازم است بعد از درگذشت آنها نيز به ايشان احساس كنيد:
الف- بر ايشان نماز بخوانيد
ب- برايشان استغفار نكنيد
ج- برايشان استغفار كنيد
6- پس از مرگ آنان ،تعهدات و بدهيهايشان را ادا كنيد
7- دوستان آنها را نيز اكرام كنيد
8-پيش از آن كه چيزي از شما بخواهند، حاجتشان را برآوريد.
9- در حضورشان با احترام بنشينيد
10- صداي خود را از صداي آنها بلندتر نكنيد
11- در چشمانشان خيره نشويد
12- با دست و چشم به آنها اشاره نكنيد
13-آنها را به اسم صدا نزيند
14-جلوتر از ايشان راه نرويد( مگر آنكه ضرورتي داشته باشد)
15- قبل از ايشان ننشينيد
16- اگر عصباني شدند، نسبت به آنان خشوع كنيد
17-در همه حال از انها تشكر كنيد
18- مراقب باشيد، هيچ گاه به ايشان دشنام ندهيد
19- بكوشيد تا هرگز آنها را خشمگين نسازيد
20- در حد ممكن ،دربرآوردن نيازها و تأمين هزينة انان بكوشيد
21- هر قدر مي‌توانيد نسبت به ايشان نيكي كنيد
22- هرگز در مقابل ايشان تكبر نكنيد
23- در خواستهايشان را براورده سازيد(هر چند به آن نياز نداشته باشند)
24- چنانچه در حق شما بدي كردند ؛ در مقابل ،برايشان استغفار و طلب خير نكنيد.
25-در مجالس، بالاتر از ايشان ننشينيد
26- اگر از شما خواستند پيش آنان بمانيد، در حد امكان از ايشان جدا نشويد
27- در احسان به والدين ،جانب ماد ر را بيشتر مراعات كنيد.
28-به وصيت‌هايشان عمل كنيد
29- بدهي‌هاي انان را ادا كنيد ( در صورت توانايي)
30- اگر بين امر و نهي والدين تعارضي بوده اگر ممكن است ،رضايت هر دو را جلب كنيد و گرنه، جانب مادر را ترجيح دهيد
31- اگر شما را به خوردن غذاي شهبه ناك امر كردند اطاعات كنيد
32- اگر در وقت نماز شما را به كاري امر كردند ،نماز را به تأخير انداخته و فرمان آنان را اطاعت كنيد.
33- از آزار ديگران نسبت به والدين جلوگيري كنيد
34- پيش از آنان شروع به خوردن غذا كنيد
35- در مجالس ، روي خود را از آنها برنگردانيد.
36- كاري نكنيد كه ديگران به پدر و مادر شما بد بگويند
37- در وقت ورودشان از جا برخيزيد
38- مراقب سلامتي آنان باشيد و اگر نياز به پزشك و... دارند کمک کنید
39- هرگز براي آنان آرزوي مرگ نكنيد
40- از آنان بخواهيد تا در حق شما دعا كنند( دعاي پدر مادردر مورد فرزندان مستجاب است انشاء الله)
41- غيبت آنان را روا مداريد و نگذاريد ديگران از انها غيبت كنند
42-صفات نيك ايشان را در حضور و غيابشان يادآور شويد
43- ابراز محبت خود را نسبت به آنها آشكار كنيد.
44- هر چه مي‌توانيد در برابر شان تواضع كنيد
45- از ايشان تقاضايي نكنيد كه موجب شرمندگيشان شود.
46- بديهايشان را فراموش كنيد و تكرار نكنيد
47- نيكي به پدر و مادر را به بهانة اين كه انان هنوز جوان هستند ترك نكنيد
48- لزوم احترام ايشان را به اعضاي ديگر خانواده گوشزد كنيد
49-در حد امكان ،زمينة تفريح ،گردش و زيارت را بر ايشان فراهم اوريد.
50- نقاط ضعف آنان را براي ديگران بازگو نكنيد.
..................................................
کلمات قصار از مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام.
1-بزرگ ترين نادانى ، نادانى انسان در كار نفس خودش است .

2- بزرگ ترين دانش ، خود شناسى است .

3- برترين خرد، شناسايى آدمى به نفس خود است ؛ پس هر كه خود را شناخت باخرد است ، و آنكه خود را نشناخت گمراه است .

4- زيرك كسى است كه خود را شناخت و كارهايش را خالص گردانيد.

5- عارف كسى است كه نفس خود را شناخت و آن را آزاد كرد و از هر چه كه دورش مى كند پاك گردانيد.

۶- معرفت نفس نافع ترين دو معرفت است (معرفت آفاق و معرفت انفس ، سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى انفسهم .

7- در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى جويد و خودش را گم كرده و نمى جويد!

8- غايت معرفت اين است كه آدمى خود را بشناسد.

9- كسى كه از خود آگاهى ندارد، چگونه از ديگرى آگاهى مى يابد؟ 10 آنكه خود را شناخت ، به نهايت هر آگاهى و دانش رسيد

11- هر كه نفس خود را شناخت با آن مجاهده مى كند، و آنكه نشناخت آن را مهمل مى گذارد. 12

- خود شناسى ، سودمندترين شناسايى هاست .

13- آن كس كه به خود شناسى دست يافت به رستگارى بزرگ رسيده است . هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .

14- هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .

15- در شگفتم از كسى كه جاهل به خود است ، چگونه مى خواهد عارف به ربش شود

...................................................
جواب سلام را با عليک بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را به صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتکار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوت را با التفات،
جواب يکرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص،
جواب بي ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق را باعشق
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار،
مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ،
يک جايي به تو باز مي گردد
....................................................
انتظار یعنی : انتظار یعنی با ادب بودن.

انتظار یعنی کـنترل زبـان.

انتظار یعنی راستگو بودن.

انتظار یعنی نماز اول وقت.

انتظار یعنی ایـمان داشتن.

انتظار یعنی بخشنده بودن.

انتظار یعنی بدگویی نکردن.

انتظار یعنی امانت دار بودن.

انتظار یعنی احترام گذاشتن.

انتظار یعنی تهمت ناروا نزدن.

انتظار یعنی امر بـه خـوبی ها.

انتظار یعنی تقسیم مال با فقرا.

انتظار یعنی همنوای قرآن بودن.

انتظار یعنی قلب مهربان داشتن.

انتظار یعنی صبر در هنگام خشم.

انتظار یعنی همیشه با خـدا بـودن.

انتظار یعنی در راه خدا جـهاد کردن.

انتظار یعنی چشم از نامـحرم بستن.

انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

انتظار یعنی نـهی نمـودن از زشتـی ها.

انتظار یعنی دیگران را تحقیر و کوچک نکردن.

انتظار یعنی مثل علی و فاطمه زندگی کردن.

انتظار یعنی ...
.......................................................
۱- سوره ای كه به معنی به زانو درآمدن مردم در روز قیامت است ؟ جاثیه

2- سوره ای كه یكی از علامات قیامت كبری است ؟ دخان

3- سوره ای كه نام دیگر جنگ خندق است ؟ أحزاب

4- سوره ای كه ملكه بلقیس اهل آن سرزمین بود ؟ سبأ

5- سوره ای كه در آن درباره ماهیت ذات پاك خداوند اشاره ای شده است ؟ نور

6- سوره ای كه در آن به یكی از حیوانات وحی شده است ؟ نحل

7- سوره ای كه پیامبر خواندن آن را به زنان توصیه فرموده است ؟ نور

8- سوره ای كه به نام موجودات زنده نامرئی نام گذاری شده است ؟ جن

9- سوره ای كه نامی از نام های خداست ؟ الرحمن

10- سوره ای كه با نام یكی از صفات خدا نام گذاری شده است ؟ حمد

11- سوره ای كه با نام یكی از فروع دین نام گذاری شده است ؟ حج

12- سوره ای كه به نام یكی از میوه ها نام گذاری شده است ؟ تین

13- سوره ای كه با نام یكی از فلزات نام گذاری شده است ؟ حدید

14- سوره ای كه دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد؟ نمل

15- سوره ای كه مادر سوره های قرآن است ؟ الفاتحه

16- سوره ای كه عروس سوره های قرآن است ؟ الرحمن

17- سوره ای كه أحسن القصص (بهترین قصه ها) است ؟ یوسف

18- سوره ای كه تنها سوره به نام زن است ؟ مریم

19- سوره ای كه قلب قرآن است ؟ یس

20- سوره ای كه محل ملاقات موسی با خدا بود ؟ طور

21- سوره ای كه در تمام آیه هایش لفظ جلاله «الله» وجود دارد ؟ مجادله

22- سوره ای كه نام دیگرش إسراء می باشد ؟ بنی اسرائیل

23- سوره ای كه كوچكترین سوره قرآن است ؟ كوثر

24- سوره ای كه اولین سوره نازل شده است؟ سوره علق

25- سوره ای كه «آیة الكرسی» در آن سوره می باشد ؟ بقره

26- سوره ای كه تمام آیات آن با حرف « سین» پایان می پذیرد ؟ ناس

27- سوره ای كه قرآن كریم در آن ، به دو نصف تقسیم می گردد ؟كهف

28- سوره ای كه با نام دو پیامبر پایان می یابد ؟ أعلى

29- سوره ای كه فضیلت آن برابر با ثلث قرآن است كدام است ؟ إخلاص

30- سوره ای كه برای تلاوت كننده اش شفاعت می كند كدام است ؟ ألمُلك
.......................................................................
چهل گناه زبان


1.خبري را ندانسته گفتن
2.عيب جويي از ديگران
3.مسخره کردن
4.تهمت زدن
5.فاش کردن اسرار مردم
6.رنجاندن مومن
7.سرزنش بيجا
8.دروغ گفتن
9.وعده دروغ
10.قسم دروغ
11.شهادت ناحق
12.تحريف مسائل ديني
13.حکم ناحق
14.لعنت کردن مردم
15.طعنه زدن
16.دل شکستن
17.امر به منکر
18.نهي از معروف
19.بد خلقي
20.تصديق کفر و شرک
21.غيبت کردن
22.شايعه پراکني
23.به نام بد صدا زدن
24.تملق و چاپلوسي
25.با مکر و حيله سخن گفتن
26.مزاح زياد
27.زخم زبان زدن
28.آبرو ريزي
29.کبر در گفتار
30.اداي صداي کسي را درآوردن
31.بدعت در دين
32.اظهار بخل و حسد
33.بد زباني در معاشرت
34.خشونت در گفتار
35.فحش و ناسزا گفتن
36.سخن چيني کردن
37.نااميد کردن
38.شوخي با نامحرم
39.ريا در گفتار
40.فرياد زدن بيجا
....................................
هرکس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌دارد
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری؟
گویم که سری دارم، درباخته در پایی

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی

زنهار نمی‌خواهم کز قتل امانم ده
تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد، از دوست تمنایی
...........................................
بسيار سفر بايد، تا پخته شود خامي
صوفي نشود صافي، تا در نکشد جامي

گر پير مناجاتست، ور رند خرابتي است
هر کس قلمي رفتست، بر وي به سرانجامي

فردا که خلايق را، ديوان جزا باشد
هر کس عملي دارد، من گوش به انعامي

اي بلبل اگر نالي، من با تو هم آوازم
تو عشق گلي داري، من عشق گلندامي

سروي به لب جويي، گويند چه خوش باشد
آنان که نديدستند، سروي به لب بامي

روزي تن من بيني، قربان سر کويش
وين عيد نمي باشد، الا به هر ايامي

اي در دل ريش من، مهرت چو روان در تن
آخر ز دعا گويي، ياد آر به دشنامي

باشد که تو خود روزي، از ما خبري پرسي
ور نه که برد هيهات، از ما به تو پيغامي؟

گر چه شب مشتاقان، تاريک بود اما
نوميد نبايد بود، از روشني بامي

سعدي به لب دريا، دردانه کجا يابي؟
در کام نهنگان رو، گر مي طلبي کامي
............................................
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی




چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی


نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی




دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی


نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی




برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی


دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی




چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی


گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
لینک دوستان
امکانات وب

طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا